تبليغاتX
...دنیای ماورایی من - معنی و تفسیر آهنگ نابخشوده (Unforgiven) از متالیکا
به دنیای ماورا خوش آمدید
نابخشوده داستان انسان است ، داستان تمام انسانها. در واقع نابخشوده بودن ارتباطی با شرایط اجتماعی و اقتصادی ندارد و بر خلاف تصور عموم رابطه ای با دیدگاه انسان نسبت به زندگی ندارد مطالبی که در این آهنگ می بینیم دقیقا مسائلی است که بین تمام انسانها مشترک است.
هر کس اگر به گذشته اش نگاه کند به سادگی می بیند که چطور در گذر زمان مجبور شده خواست ها و تمایلات خود را تغییر دهد و بعضا برخی از آنها را فراموش کند. انسان ها در توجیه این تغییرات و یا فراموش کردن ها اعتقادات مذهبی ، اجتماعی ، قومی و یا رسوم و یا حتی منطق را قرار می دهند و بدین سان این تغییرات را الزامی و بدیهی می انگارند. در اینجا نمی توان نقش تربیتی والدین را در نظر نگرفت. خانواده ها با توجه به تربیتی که به ارث برده اند کودکان را رام می کنند که اگر نکردند جامعه این کار را خواهد کرد. بعد یا انسان رام می شود یا تنش عصبی حاصل از جدال خواست های درونی اش با اجتماع از او یک مجرم می سازد ، مجرمی که یا به جامعه آسیب می رساند یا به خودش. اما در هر کدام از این حالت ها همواره جدالی بی پایان بین خواست های واقعی انسان و الگوهای قراردادی شده جامعه در درون انسان وجود دارد که هرکسی اگر چند لحظه به درونش بنگرد آن نبرد را می بیند. این همان رام شدنی است که در ابتدای آهنگ به آن اشاره شده است رام شدنی که انسان در نهایت به آن تن می دهد.

درد و خفت همیشگی در واقع اشاره به درد دوری انسان از خواست های واقعی اش و خفت حاصل از اجبار به اطاعت کردن است که همواره تا دم مرگ با انسان است.
در دوران نوجوانی محروم از آرزوها و تفکرات زیر شلاق که همان فشار خانواده و اجتماع است ادامه می دهد و بعد از رسیدن به دوران جوانی یعنی دورانی که انسان در اثر اعتماد به نفس بسیار تصور می کند قادر به انجام دادن هر کار است به خود قول می دهد که از این پس آرزوهایش را دنبال کند و خودش برای آینده اش تصمیم بگیرد. در حالی که هیچ وقت نتوانسته احساساتش را دنبال کرده و آزاد باشد در واقع هرگز واقعا خودش نبوده است.
آنها که در واقع اشاره به خانواده و جامعه دارد همواره سعی کرده اند تا هستی او که شامل افکار ، احساسات و آرزوهایش هستند را به تاراج ببرند. و در واقع او در نبردی با خانواده و اجتماع در گیر شده که قبل شروع این نبرد بازنده بوده است و او با جگری سوخته و روحی خسته از این نبرد تنها و در مانده است و در واقع حالا که به میان سالی گام نهاده گویی دیگر کسی برایش اهمیتی قائل نیست زیرا که او تسلیم شده و نبردی درکار نیست.
در واقع شاعر زندگی را نبردی بین انسان و شرایط اجتماعی و خانوادگی تشبیه کرده که هدف خانواده و جامعه از این نبرد خرد کردن انسان تا لحظه تسلیم او و پذیرفتن سرنوشتی است که به اصطلاح برایش مقرر بوده است.




بعد از این تسلیم به قول شاعر ناشی از زجر خستگی و ناامیدی انسان موجودی می شود که دیگر نمی تواند بجنگد و اصولا احتیاجی به جنگ نیز وجود ندارد ، زیرا همین شکست احساس خفتی را در انسان بوجود می آورد که هر لحظه انسان را ضعیف تر می کند تا اینکه انسان در میان سالی در درون به سان پیر مرد خسته و رنجوری می شود که آماده مرگ خفت آور و توام با شکست است. در واقع انسان از نظر شاعر همواره محکوم به ارضا کردن اجتماع یا خانواده یا دیگر نهادهایی است که با آنها ارتباط نزدیک دارد و هرگز فرصتی به او داده نمی شود تا بدنبال خواستها و تمایلات خود رفته و خودش باشد. در اواخر آهنگ شاعر اعتراف می کند که این در حقیقت داستان زندگی خودش است و در پایان مخاطبین را نیز مفتخر به لقب نابخشوده می کند و در واقع می گوید که این نابخشودگی خاصیت تمامی انسانها است.
در کلیپ این آهنگ نیز دنیای نابخشوده مانند فاضلابی مرطوب است و از همان ابتدا شخصیت هایی که چهره اشان مشخص نیست در حال تصمیم گیری برای او هستند این شخصیت ها همان اجتماع و خانواده و دیگر نهادهای تاثیر گذار در زندگی نابخشوده اند.
در اوایل کلیپ نابخشوده با دیواری روبرو است که همان موانع خانوادگی و اجتماعی است وقتی شروع به کندن می کند تا در نهایت به آزادی برسد. نوجوانی بیش نیست اما هنگامی که کندن دیوار تمام می شود خاک دیوار ساعت را که همانا زمان و یا عمر است می پوشاند هنگامی که نور حقیقت و رهایی به او می تابد در می یابد که راز و کلید رهایی چیزی نیست جز مرگ و می فهمد که عمرش رو به اتمام است اما با بیان نکردن این حقیقت به دیگرانی که مانند او در راه آزادی خود با زندگی می جنگند نه تنها به آنها اجازه نمی دهد تا از تونلی که کنده استفاده کنند یا در حقیقت مجبور به کندن تونلی دیگر یا طی کردن راه دیگری نشوند بلکه با این کلید راه را بر آنها می بندد و آنها را مجبور می کند تا مانند خودش این راه را دوباره طی کرده و عمرشان را به حفر دیوار و مبارزه با سرنوشت صرف کنند و سپس در حالت تسلیم و با خفت سر به زمین گذاشته و به انتظار مرگ می نشیند.

 

معنی نابخشوده


خون تازه ای به زمین می پیوندد
و به سرعت رام می شود
در میان درد و خفت همیشگی
پسر جوان قوانین زندگی را می آموزد

در دورانی که این کودک رشد می کند
این پسر شلاق خور کار غلطی انجام داده است
محروم از تمام افکارش
مرد جوان تلاش می کند و ادامه می دهد
در این حال به خود قول می دهد
که از این پس کسی آرزوهایش را از او نگیرد

آنچه که احساس کردم
آنچه که درک کردم
هرگز در ظاهرم و اعمالم نشان ندادم
انگار که نبودم
انگار که ندیدم
و کسی نیز نخواهد دانست که چه بوده است

آنچه احساس کردم
آنچه که درک کردم
هرگز در ظاهرم و اعمالم نشان ندادم

هرگز آزاد نبودم
هرگز من نبودم
پس من تو را نابخشوده می خوانم

آنها زندگی اشان را وقف تاراج و غارت
هستی او کرده اند
او همواره سعی کرده که تمام آنها را راضی نگه دارد
و اکنون او این مرد جگرسوخته است
او در تمامی لحظات زندگی اش
به طور همیشگی جنگیده است
اما او قطعا در این نبرد پیروز نخواهد شد
و اکنون او مرد خسته رنجور و شکسته ای است
که دیگر اهمیتی برای کسی ندارد
در انتها پیرمرد آماده می شود
تا با خفت وخواری به سوی مرگ برود
آن پیرمرد اینجا من هستم

آنچه که احساس کردم
آنچه که درک کردم
هرگز در ظاهرم و اعمالم نشان ندادم
انگار که نبودم
انگار که ندیدم
و کسی نیز نخواهد دانست که چه بوده است

آنچه احساس کردم
آنچه که درک کردم
هرگز در ظاهرم و اعمالم نشان ندادم

هرگز آزاد نبودم
هرگز من نبودم
پس من تو را نابخشوده می خوانم

تو به من لقب دادی
من نیز به تو لقبی اعطاء می کنم
پس من تو را نابخشوده می خوانم


انسان سیب را خورد سیبی که نباید آن را می چید و می خورد اما اگر نباید آن را می خورد اصولا چرا این میوه به وجود آمد جواب ساده است تا انسان آن را بخورد.
داستان ما ، آدم و حوا را حتما شنیده اید. داستانی که در آن انسان از بهشت اخراج شده به زمین تبعید می شود. آیا تا بحال شنده اید که انسان مجرم را به جای خوب و خوش آب وهوا تبعید کنند مسلما جوابتان منفی است.
پس زمین جای بسیار بدی است اما نه فقط از نظر آب و هوا بلکه از لحاظ کیفیت زندگی. آدم و حوا میلیون ها سال است که رفته اند اما انسان ها همچنان در تبعیدند پس انسان هرگز بخشیده نشد او از همان که آفریده شد نابخشوده بود. زیرا خدا می دانست که او سیب را خواهد خورد پس انسان نابخشوده آفریده شد. نابخشوده زندگی خواهد کرد و طبق تعالیم مذاهب اکثر انسان ها به جهنم خواهند رفت و دیگران نیز حداقل در طول عمر خود جهنم دنیا را خواهند گذراند.
این یک بحث فلسفی و اعتقادی است که با در نظر گرفتن عقاید مختلف نتایج مختلفی بدست می آید که من قصد ندارم در این ستون به آن بپردازم اما آهنگ نابخشوده گروه متالیکا آهنگ ساده و واضحی نیست که بتوان به سادگی به آن پرداخت. این آهنگ از نظر تکنیکال چه در مورد انتخاب نت ها هماهنگی کلیپ با نت ها و قدرت شعری در سطح بسیار بالایی قرار دارد و بی شک برترین شاهکار گروه متالیکا است شاهکاری که نه این گروه بلکه گروه های دیگر نیز نتوانستند مشابه آن آهنگی بسازند

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 0:9  توسط Jimmy89=جیمی 89 | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من متولد سال 1989 هستم ، یه گروه موسیقی به نام ماورا یا همون Ultra دارم ،خوشحال میشم در مورد موضوعات این وبلاگ نظر بدید...

پیوندهای روزانه
شماره رند موبایل
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته دوم اسفند 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته سوم دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم شهریور 1386
آرشیو موضوعی
بیوگرافی - biography
معنی اشعار - Lyrics Translate
اشعار انگلیسی - English Lyrics
پیوندها
سایت گروه متالیکا (انگلیسی)
سایت گروه اونسنس (انگلیسی)
تصویری از گروه Broken Ring...USB...!?
یبوگرافی Night Wish
بیوگرافی Cradle Of Filth
بیوگرافی Tool
بیوگرافی Pink Floyd
بیوگرافی MegaDeath
شماره رند موبایل
ّبیوگرافی مرلین منسون
زندگی نامه جیمز هتفیلد خواننده و نوازنده گیتار الکتریک گروه متالیکاasasdasdasd
زندگی نامه اعضای کنونی گروه متالیکا بصورت جدا گانه
معنی Turn The Page از متالیکا
سبک شناسی موسیقی راک - Rock Stylistics
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM