تبليغاتX
...دنیای ماورایی من
به دنیای ماورا خوش آمدید

خطوط رند تلفن همراه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 23:48  توسط Jimmy89=جیمی 89 | 
+ نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1387ساعت 8:37  توسط Jimmy89=جیمی 89 | 


James Hetfield
 جیمز هتفیلد متولد آگوست 1963 از لوس آنجس ، ازدواج کرده دارای 3 فرزند است . وظیفه او در گروه نواختن گیتار و خواننده است . او دارای چشمان آبی ، موهای بور و قد او 85/1 است .
جیمز نویسنده اکثر شعر های متالیکا است. همچنین او از گیتار های قدیمی کلکسیون به وجود آورده ، مخصوصا گیتار هایی که از سال 1963 ساخته شده است . او از کار کردن بر روی ماشین های قدیمی لذت می برد . جیمز بهترین زمان خود را با همسرش Francesca  و سه فرزندش  Cali , Casto , Merclla  می گذراند . او در سن 9 سالگی بود که برای اولین بار درس پیانو گرفت قبل از برادرش که درام می آموخت . اما بعد از مدتی گیتار را در دست گرفت . جیمز در کالیفرنیا وارد دبیرستان Breaolinda  شد و با  Jim Mulligan  آشنا شد . او درام می نواخت و جیمز میخواند و گیتار می نواخت . آنها این کار را در مدرسه انجام می دادند تا اینکه فارغ التحصیل شدند و جیمز به Downey   باز گشت . بعد از مدتی Tanner  یکی از دوستان جیمز او را به لارز معرفی کرد که همانطور که در بیوگرافی کفته شد این دو پایه گذار متالیکا شدند .



Lars Ulrich
او متولد دسامبر1963 از دانمارک ، ازدواج کرده و دارای دو فرزند است ، وظیفه او در گروه نواختن درام است . لارس چشمانی سبز رنگ و موهای بور قهوه ای دارد و قد او حدود ۷۰/۱ سانتی متر است . مشوق اصلی لارس پدرش Torben  بود که در یک گروه کوچک محلی جاز مینواخت . موسیقی برای لارس در کنار همسرش  Skylar  و دو فرزندش  Myles  و  Layne  جذاب تر شده است.                           

                          

Kirk Hammett
 او متولد نوامبر 1962 از سانفرانسیسکو ، ازدواج کرده و وظیفه اصلی او در گروه نواختن گیتار و همخوانی است . او دارای چشمانی قهوهای ، موهای قهوه ای و قد 1/75 است . کرک علاقه به موسیقی را از طریق برادرش  Rick  به دست آورد او کرک را راهنمایی کرد تا در سن 15 سالگی گیتار را در دست بگیرد . در آپریل سال 93 از طرف متالیکا تماسی با کرک گرفته شد . متالیکا به دنبال یک گیتاریست برجسته بود . کرک مبلغی را برای پرواز دریافت کرد و کالیفرنیا را ترک کرد و به نیویورک که متالیکا در آنجا حضور داشت پیوست.  پس از ورود کرک آلبوم   Kill Em  All ارائه شد . او مدتی شاگرد  Joe Satriani  بود بعد از پایان انجام آلبوم  Black  در سال 93 او سریع به کالج شهر سانفرانسیسکو رفت و در آنجا اطلاعات ارزنده ای را به دست آورد که در آلبوم های  Load  و  Reload  آن را میتوان به راحتی لمس کرد . او از ازدواج با  Lani  بسیار راضی است و در سانفرانسیسکو زندگی میکند . آنها دارای دو سگ نامهای  Darla   و Hoko  به اضافه گربه هایشان و... هستند . کرک گیتارش را در 361 روز از سال در دست میگیرد و می نوازد.


Robert Trujillo
 او متولد 23 نوامبر 64 از Santa Monica / California  ، ازدواج نکرده ، وظیفه او در گروه باس و همخوانی گروه است . او دارای چشمان قهوهای و موهای تیره و قد 1/75 سانی متر است .
 در روز 25 فوریه سال 2003 بود که تریجلو در HQ جیمز و لارس و کرک را ملاقات کرد و این سه او را تشویق به عضویت در این گروه کردند . به دنبال این قضیه تریجلو گروه متالیکا را تکمیل کرد و متالیکا پا به مرحله جدیدی از موفقیت و هیجان و پا به مرحله دیگری از تاریخ متال گذاشت

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 15:0  توسط Jimmy89=جیمی 89 | 

جیمز متولد ۶ اوت ۱۹۶۳ میباشد و اصلیت امریکایی دارد وی از سال ۱۹۷۸ تا کنون در سبکهای هوی متال.ترش متال و هارد راک فعالیت دارد

زندگی سخت او

از آنجا که پدر و مادر او ویرجیل و سینتیا از پیروان و هواخواهان تعصبی فرقه مسیحیان پروتستان بودند، از این رو، بیشتر دوران جوانی او تحت الشعاع مذهب قرار گرفت. آنها بنا براعتقاداتشان به شدت مخالف مصرف دارو و یا هر گونه کمک پزشکی بودند و ازاعتقاد خود دست نکشیدند تا زمانی که درگذشت مادر او بر اثر بیماری سرطان در شرف وقوع بود.

مرگ مادر جیمز و متعاقباً رابطه آشفتهٔ او با مذهب، هر دو مسایلی هستند که همواره موضوع اصلی برخی از اشعارگروه متالیکا بوده‌اند (ترانه‌های Mama Said و The God That Failed درمورد مادر و پدر جیمز و ترانه Until It Sleeps درمورد بیماری سرطان است که موجب مرگ هردوی آنها شد).

جیمز هتفیلد در ۳ اوت ۱۹۶۳ در شهر دونی درمنطقه لوس آنجلس در ایالت کالیفرنیا به دنیا آمد. جیمز ۹ ساله بود که اولین آموزش‌های ساز پیانو را آموخت. او سپس شروع به نواختن درامِ برادرش دیوید کرد و سرانجام در ۱۴ سالگی شروع به نواختن گیتار کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 15:7  توسط Jimmy89=جیمی 89 | 

 

چه او را دوست داشته باشید و چه از او متنفر باشید این واقعیت غیرقابل انکار است که این هنرمند در میان بدنام ترین و جنجالی ترین و بحث انگیزترین موزیسین های دهه نود جایگاه ویژه ای دارد.او احتمالا آخرین اعجوبه لیست بلندبالایی است که به راک بازی های شوک آور معروف هستند و شروعش با آلیس کوپر است.اگر چه نباید فراموش کرد آنچه باعث شد منسون به صدر جداول فروش راه پیدا کند وارد شدنش به حیطه های تابو در اشعار و فرم ظاهری کارهایش بود.مسائل اروتیک – مواد مخدر و ... مسائلی بود که مرلیلین منسون سعی داشت به آنها دامن بزند و همین باعث شد تا جامعه منتقدین موسیقی او را پس بزنند اما توانست در میان جوانان بازار مناسبی راه پیدا کند و در جریان خط اصلی سلف های خود به یک ضد قهرمان محبوب بدل شد این مسئله باعث بروز تنش هایی میان او و افراد بالارتبه سیاسی و جامعه سنتی  به خصوص والدین آینده نگران آینده کودکان خود شد منسون با نام برایان وارنر  در کانتون اوهایو متولد شد در سن هجده سالگی به تامپابای در فلوریدا نقل مکان کرد و آنجا به عنوان یک روزنامه نگار با زمینه و گرایش موسیقی مشغول کار شد در 1989 با گیتاریستی به نام اسکات میچل آشنا و پس از مدتی دوست شد آنها تصمیم به تشکیل یک گروه گرفتند و همان زمان بود که اسکات  خود را با نام دیزی برکویچ و وارنر خود را با نام مارلین منسون مطرح ساختند.اندک زمانی نوازنده باس گجت گین  و نوازنده کیبورد مادوناواین نیز به گروه ملحق شدند گروه اوایل با نام مرلین منسون  و اسپوکی کیدز شروع به فعالیت نمود .کارهای اولیه گروه در حد ضبط و انتشار چند کاست مستقل و نواختن در کلوب ها و برنامه ها بود.استفاده از جلوه های بصری خاص در این نمایش ها   آرایش خاص منسون و فضای گوتیک آثارشان به سرعت گروه را مطرح نمود کارهای گروه با استفاده از  درام قدرتمند باعث شد تا صدایی سخت و تیزتر به گوش شنوندگان برساند و تا سال 1992 آنها در میان عامه پسندترین حرکت های هنری در حیطه فلوریدای جنوبی به شمار می رفتند.

در 1993 ترنت رزنور در گروه nine inch nails با آنها تماس گرفته و پیشنهاد کرد برای ارایه یک کار جدی گروه با شرکت مربوط  به او یعنی  نایتینگ ریکورد زلیبل قراردادی ببندند شاید اینگونه شانس گروه  برای حضورهای جدی تر و ماندگارتر بیشتر شود.منسون این پیشنهاد را می پذیرد و در خلال تابستان 1994 با کمپانی یاد شده وارد مذاکرده می شود.این درحالی بود که یک نوازنده جدید بیس  با نام تویگی رامیرز جایگزین عضو قبلی گین شده بود.از همین جا بود که شهرت منفی گروه آغاز شد و اجرای گروه در سالت لیک سیتی شروع این حرکت بود.کارهای غیرمنتظره منسون روی صحنه نمایش از او یک شیطان مجسم ساخته بود.

جالب آنکه هرچه تضاد او با جامعه بیشتر می شد و عده منتقدینش افزایش پیدا می کردند محبوبیت وی در میان هوادارانش بیشتر می شد تا جایی که با انتشار آلبوم children Ep smells like  در سال 1995 وارد خط اصلی جریان سازان برای نوجوانان شد تاثیرگیری اش از گزوه یوریتمیک و حتی اجرای کاور آهنگ معروف گروه یعنی رویاهای شیرین توانست به یک موفقیت  غیر منتظره بدل شود.

اندک زمانی بعد برگویچ هم از گزوه جدا می شود و جای خود را به گیتاریستی با نام مستعار زیم زوم  می دهد. LP بعدی گروه سال 1996 و با نام آنتی کریست  سوپر استار  منتشر می شود که در میان سه آلبوم مطرح پاپ سال  جای می گیرد. محبوبیت منسون رو به افزایش می رود و جامعه با او درگیر می شود کنسرت های با پافشاری مردم کنسل می شود و موسیقی اش از سوی گروه های مذهبی و پیشروان آن ها مورد هجوم نقد  قرار گرفته و تحریم می شود.مرلین منسون که در یک فشار جدی قرار گرفته بود برای گفتن حقایق کاری و زندگی به دنبال رسانه ای دیگر می گردد و در مصاحبه مفصل با مجله رولینگ استون  اسراری را فاش می کند که  تحت عنوان جاده دور و دراز خارج از جهنم  منتشر و به پرفروش ترین اتوبیوگرافی  سال بدل می شود.این مصاحبه جنجالی گروه های مذهبی به این یقین می رساند که او روحش را به شیطان فروخته است.

حیوانات مکانیکی آلبوم بعدی او در سال 1998 منتشر می شود که به دنبال موفقیتش منجر به برگزاری یک تور حمایتی یک ساله می شود.هالی وود در اواخر سال 2000 منتشر می شود و گروه به اجرای یک کنسرت بزرگ در سال 2001 دست می زند  و در خلال اجرای برنامه گروه  در جولای و در میشیگان به خاطر یک حرکت ناشایست  رئی سن از سوی گارد امنیتی برگزاری مراسم دستگیر می شود. منسون به کار ساندتراک هم روی می آورد و نسخه ای از آهنگ taint love  او روی فیلم نه یک فیلم نوجوان پسند دیگر قرار می گیرد در حالی که یکی از محافظین وی مدعی می شود  منسون او را دچار حادثه جدی نموده است و سر او از این بابت آسیب دیده است این ماجرا در کنار سایر پرونده های منسون  تا سال 2002 ادامه پیدا می کند  و در ژانويه آن سال ماجرا تمام می شود  هواداران منسون در ماه می 2003 شاهد انتشار آلبوم ذوران طلایی گروتسک می شوند  که یک هفته تمام در صدر جدول فروش قرار داشت و حتی عده ای از منتقدین نیز آن را در لیست ده آلبوم برتر خود جای دادند.در آپریل 2004 آلبوم با نام طولانی و عجیب lows lunck box and choklit بیرون می آید و در پایان سمتامبر همین سال مجموعه ای از بهترین هایش را تحت عنوان بگذار فراموش کنیم را منتشر می کند که به جز کارهای گروهی وی شامل یک کاور جدید از آهنگ personal tesun  اثر گروه دپچ مد نیز می شد.

 
 
در باره ی سبک و عقیده ها ی منسون

 مرلین مانسن سبک شناخته شده ای ندارد بعضی ها میگویند راک و بعضی ها میگویند متال است که لباس وگریم و ادا ورفتارش مثل پانکی هاست ولی این از آن تفکر مانسن به وجود آمده که از هر چیزی که به دردش بخورد برای جلب توجه استفاده کند بازم به نظر من اگر مانسن می دانست که بریدن آهن الات چه صدای دلنوازی دارد بعید بود که از این صدا نیز استفاده نکند!!!!!!و این طوری بود که من گفتم سبکی جدید برای خودش ساخته است.

(( در سال 1997 مرلین مانسن خبرسازترین چهره شده بود چون ناگهان با آلبوم فوق ستاره ضد مسیح بر ضد تمام تاریخ بشریت قیام کرد آهنگ های او از لحاظ موسیقی بار چندانی نداشتند.ولی مفاهیم اشعار و ترانه های او بسیار نو ومتفکرانه اند مانسن بارها و بارها با القاب مختلف مورد خطاب نشریات ومنتقدان گوناگون قرار گرفت القابی مثل : دیوانه پلید ابله کثیف مظهر شیطان انسان سگ سان خبرسازپول دوست نابغه درک نشده ناجی فرشته نجات بخش فرزند عیسی و...بعضی ها او را بازیچه سرمایه داران می دانند ولی بعضی او را فردی میدانند که کار خودش را میکند و ترسی هم از کسی ندارد گروهی مانسن را مقلد گروه کیس می دانند و عده ای هم "تنها نوآور تاریخ بشریت" سبک مانسن یک سبک جدا شده از اینداستریال متال است البته فقط بر پایه اینداستریال متال وگرنه ضرباهنگ هایش را کم کرده و ریف های صیقل داده و مقدار زیادی اصوات گوناگون (به قول بعضی از دوستان ما که می گفتند آهنگ های کارگاهی گوش میدید!!!)از هر چیز گوش خراشی که به ذهنتان برسد (البته به نظر من مانسن فقط تو ماشین حال می ده اونم با گوشی گوش بدی) با چاشنی مقادیر زیادی جیغ که اینگونه راه خود را از سایر گروه های متال جدا کرده ترانه های مانسن در آلبوم حیوانات صنعتی نه اشرف مخلوقات دارای مفاهیم فکری نو معترضی هستند که بیشتر درباره وجود انسان ورابطه الهی انسان وخدا می پردازد و زندگی مادی را نفی می کند))

برداشتی آزاد از نوشته های کارن رشاد شده که بارها وبارها مانسن را مظهر شیطان نامیده اند بدون اینکه به مفهوم اشعارش توجهی بکنند در بعضی جاها مانسن را به بدترین وجه کوبیدند حتی قسمت هایی از آهنگ coma white او را نشان دادند و گفتند این پلیدترین موجود ممکن است در حالی در مصاحبه ای که با مانسن شده بود در جواب اینگونه افراد گفته بود کسانی تحمل اشعار من را ندارند مطمئن باشند که خودشان مشکل دارند!!!! چون هر کس بنابر درونیات خود از هر چیزی تصویری برای خودش مجسم می کند البته این حرف در مورد کسانی درست است که زبان مانسن حالی شوند اما ما که از زبان مانسن فقط کلمه fuck را حالی می شویم(که این هم ریشه تاریخی دارد و در مورد اینکه چرا ما در هر حرفی یا در هر کاری دنبال قسمت های بدش می رویم مفصلا توضیح می دهم) حق داریم از او بد بگوییم.ولی تا به حال شده برای یک بار هم حرف مخالفمان را گوش دهیم؟؟؟ همه این را قبول داریم که نباید عجولانه قضاوت کنیم اما... کاش آن لحظه که در مورد مانسن و شعر هایش و گریم ولباسش یک طرفه قضاوت می کردید حداقل یک بیت از شعرهایش را هم ترجمه می کردید تا مردم زودباورما هم می دانستند که آن طوری هم که شما می گویید نیست به نظر کسانی که حرف های مانسن را حالی می شوند او خیلی آدم خوبی است حداقل دربند شهوت و مسائل مادی نیست.اگر ادم مثبتی نباشد حداقل مثل خیلی از آدم هایی که من می بینم آدم منفی وریاکاری نیست.برید شعار مانسن که پشت همه تی شرت هایش نوشته شده را بخوانید البته ان هم سواد می خواهد؟!؟!؟

sex is dead به معنی سکس (برای من) مرده است.بعد شما بیایید انگ همجنس بازی و شهوت رانی به او بزنید!!!!!!!!!!

یادم هست در یکی از وبلاگ ها در مورد مرلین خواندم که دریکی از مصاحبه هایش گفته بود که دلیل اینکه من این گونه لباس می پوشم و گریم می کنم تنها نشان دادن باطن پلید انسان ها به ان هاست من اینگونه باطنی را که در زیر لباس های زیبایشان پنهان کرده اند به آنها یادآوری میکنم

(قابل توجه کسانی که از روی ظاهر اشخاص در مورد باطن شان قضاوت می کنند که اتفاقا خیلی هم ادعای موسیقی سنتی و شاعران قدیمی و .. را دارند .باید اشعار این قدیمیها را آب طلا گرفت. یاد سعدی خدا بیامرز به خیر که می گفت:

صورت زیبای ظاهر هیچ نیست ای برادر سیرت زیبا بیار

 

خلاصه ای از زندگی نامه ی منسون       

در بسياري ازسايت ها و مجلات و ... بيوگرافي هايي را درباره منسن مي نويسند كه البته بسياري از آن ها بجز مشتي دروغ چيز ديگري نيست . ولي در اينجا اطلاعاتي واقعي درياره او وجود دارد .

مرلين منست متولد 5 جون سال 1969 است . نام واقعي او برين وارنر(Brain Warner) است . او در خانواده اي متوسط در كانتون زندگي مي كرد . نكته جالب اينكه او در يك مدرسه مذهبي ( مسيحي) تحصيل مي كرد . او در دهه هشتاد براي موسيقي راك نقد مي نوشت و همگان در جريان ايراد گرفتن او از آزي آزبورن و كل كل مرلين با او و شكست آزبورن هستند . بگذاريد برايتان به نقل از يك مجله داخلي (ايراني) بگويم كه در جلسه كل كل اين دو غول موسيقي راك مرلين در جواب سوالي از سوي آزبورن گفت :(كسي كه خودش را براي موسيقي مي كشد همان بهتر كه زنده نباشد ) . و باعث شده كه هم اكنوز آزبورن خانه نشين گردد . منسن در سن 18 سالگي به فلوريدا رفت و شروع كرد به نوشتن داستان و شعر و تلاش كرد كه آن ها را منتشر كند . ولي به اين كار ادامه نداد . بعد از آن با شخصي بنام Scott Mitchell ملاقات كرد كه در آن موقع براي گروهي گيتار مي زد زندگي هنري منسن از آن زمان آغاز شد . منسن نامش را از مخلوط كردن دو نام آورده است . نام كوچك او يعني مرلين را از نام بازيگر زن معروفي بنام Marilyn Monroe گرفته و نام كوچكش را از يك رهبر مذهبي نچندان معروف بنام Charles Manson  گرفته است . او در وقت هاي آزادش نقاشي مي كند و مي نويسد. همچنين او داراي يك كلكسيون از اعضاي مصنوعي بدن انسان است و به اين كار بسيار علاقه دارد . نام گروه او كه در سال 1990 درست كرد در ابتدا The spooky kids بود ولي بعدها گروه او بي نام گشت و تنها نام مرلين منسن ذكر مي شود . خانه او در لوس آنجلس است كه يك بار هم از آن بعنوان استوديو براي ضبط آهنگ هايشان استفاده كردند . اصطلاحي براي طرفداران مرلين وجود دارد : Marilyn Manson look كه منظور از آن چشم منسن است كه در آن لنز قرار داده . به هر حال مرلين اولين آلبوم خود را در سال 94 با نام smells like children ارائه كرد . پس از آن هم آلبوم هاي زيادي ارائه كرده . او در هر آلبوم سبك اثر را و نوازندگان را تغيير مي دهد اساسي .

منسن خواننده ايست كه در دهه 90 با ظهور ناگهاني خودش روح تازه اي در كالبد در حال زوال موسيقي راك دميد و با صداي سازهايي كه بيشتر به صداي ارواح شبيه بود سبك تازه اي را به دنياي موسيقي معرفي كردند و بعدا اين سبك مورد تقليد گروههاي زيادي قرار گرفت .

منسن يك خواننده ي antichrist است و داراي  فلسفه اي منفي باف است(در رابطه با دنيا) كه شايد بي شباهت به فلسفه ي بودا براي رياضت كشيدن و نيچه يا موريس مترلينگ نباشد به هر حال مگر غير از اين است كه اين دنيا فقط داراي نكات منفي و دروغي بزرگ است ؟ به نظر من فلسفه مثبت نگرنسبت به دنيا دروغ است . شايد تنها نكته مثبت اين دنيا مرگ باشد كه به آن خاتمه مي بخشد .

راستي به قدرت خيره كننده اجراهاي زنده مرلين منسن توجه كرده ايد ؟ واقعا تسلط خاصي لازم است كه در هنگام اجرا به بداهه كوئي پرداخته قسمت هايي از ترانه هايش را تغيير دهد . واقعا هنجره اي طلايي براي آنچنان اجرايي لازم است .

درباره شعر هاي منسن بايد گفت هميشه در بين اين شعرها با غافلگيري مواجه مي شويم كه انسان را به تفكر مجبور مي كند . همين حالت در ترانه هاي او كاملا مشهود است

 

چرا گریم منسون اینگونه است؟؟؟؟

آيا غير از اين است كه در دنيايي ديگر كه ما قادر به ديدن آن نيستيم بر اثر هر گناه صورت ما كريه تر مي شود ؟ اينچنين صورتي براي منسن نيز بعلت گناهان ناخواسه ايست كه انسان مرتكب گرديده . البته بايد قبول كنيم كه اگر كسي مي خواهد حرفش را بزند و صدايش را به گوش همه برساند بايد براي شهرت نيز تلاش كند . بعضي ها براي اينكه انسان هاي بي حوصله امروزي را تا آخر شو پاي تلويزيون بنشانند از رقاصه ها يا زيبايي خود يا چيزهاي ديگر استفاده مي كنند و ترفند منسن هم چيزيست كه مي بينيد ضمن اينكه آرايش صورت منسن در هر شو كاملا وابسته به مضمون آهنگ است و احساس آهنگ را در همان ابتدا و بدون نياز به دقت حتي به شنوندگان غير حرفه اي ميرساند . كه البته بايد به تقليد گروههاي ديگر از او نيز اشاره كرد (مانند Slipknot)  كه اين امر به خودي خود نشان دهنده موفقيت مرلين در هدفش است.

 

و اما معرفی گروه مرلین منسون

Twiggy Ramirez: او بيسيست گروه است كه در اواخر سال 1993 جايگزين Gidget Gein شد . نام واقعي اوJeordie White است و اهل ايالت Fort Lauderdale, Floridaاست . قبل از آن او بيسيست گروه Amboog-A-Lardبود كه سال ها قبل تورهاي خود را به همراه مرلين منسن اجرا مي كردند . پس از اينكه تويگي راميرز آن گروه را ترك كرد آن گروه از هم پاشيد . در واقع او دست راست مرلين منسن است و بيشتر تكيه آهنگ هاي منسن روي بيس هاي فوق العاده اوست . ضمنا او بيسيست مورد علاقه من است

Giner Fish : او درامر گروه است كه در سال 94 جايگزين Sara Lee Lucas شد . نام واقعي او  Kenny Wilson است . لغب او ماشين درام است كه بعلت اجراهاي بي نقصش اين لغب را گرفته . به همين دليل بود كه سارا لي لوكاس را در واقع با اردنگي از گروه بيرون كردند و جينر جايگزين او شد . او اهل لاس وگاس است .

Madonna Wayne Gacy : او نوازندگي كيبورد گروه را بر عهده دارد . نام واقعي او Stephen Bier است . روز تولد او 6 مارچ است . او جايگزين نوازنده كيبورد اوليه گروه يعني Zsa Zsa Speck شد . لازم به ذكر است كه مادونا يك مهندس كامپيوتر است و قبل از پيوستن به گروه در دانشگاه فلوريدا تحصيل مي كرد .

 

 

John : نام واقعي اوJohn Lowery  است . او متولد 30 جولاي 1971 است در سن 6 سالگي شروع به نواختن گيتار كرد . او به واقع در سال 1989 خود را يك نوازنده حرفه اي گيتار يافت و از آن زمان با گروه هاي زيادي از جمله  Red Square Black, foSTted, Ryan Downe, Wilson Phillips, Night Rangers, Two, Ozzy Osbourne, Raven Payne, One Way, Salt 'n' Peppa, kd lang, Pepperland, Lita Ford, Leah Andreone, David Lee Roth همكاري كرده و هم اكنون نيز گيتاريست مرلين است . گيتار مورد استفاده اويك  Ibanez GAX Series است .

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 6:33  توسط Jimmy89=جیمی 89 | 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 0:41  توسط Jimmy89=جیمی 89 | 

1. That Was Just Your Life

Like a siren in my head that I was placed to repeat,
Like a blind man that was shoved into the speeding driver's seat,
Like a face that learned to speak, when all it knew was how to fight,
Like a misery that keeps me from just going out astray,
Like an illness that I'm about to waken from it's state.

Contradiction,
A premonition,
Now are the aids who I deny,
I deny.

I blind my eyes and try to force it all into place,
I stitch them up, see not my fall from grace.
I blind my eyes, I hardly feel it passing me by,
I open just in time to say goodbye.

Almost like your life,
Almost like your endless fight,
Cursed, the day is long,
Realize you don't belong,
Disconnect somehow,
Never stop complaining now,
Almost like your fight,
And there it went,
Almost like your life.

[Solo]

Like a bullet, keeps on bleeding to remind me not to think,
Like a raging river, drowning when I only need a drink,
Like a poison that I swallow, but I want the world to die.

Like a release from a prison that I didn't know I was in,
Like a fight to live the present, I pictured it like this,
Like a general without a mission until the wars start again,
Start again.

I blind my eyes and try and force it all into place,
I stitch them up, see not my fall from grace.
I blind my eyes, I hardly feel it passing me by,
I open just in time to say goodbye.

Almost like your life,
Almost like your endless fight,
Cursed, the day is long,
Realize you don't belong,
Disconnect somehow,
Never stop complaining now,
Almost like your fight,
And there it went,
Almost like your life.

Like a touch from hell,
I feel how hot that it can get if you get caught,
Like a strike from heaven that turns that key,
That brings you straight down to your knees,
Like a touch from hell,
I feel how hot that it can get if I get caught,
Like a strike from heaven to reprieve,
That brings you straight down to your knees.

Almost like your life,
Almost like your endless fight,
Cursed, the day is long,
Realize you don't belong,
Disconnect somehow,
Never stop complaining now,
Almost like your fight,
And there it went,
Almost like your life.
That was just your life.

2. The End Of The Line

Need
More and more
Tainted misery

Bleed
Battle scars
Chemical affinity

Reign
Legacy
Innocence corrode

Stain
Rot away
Catatonic overload

Choke
Asphyxia
Snuff reality

Scorch
Kill the light
Incinerate celebrity

Reaper
Butchery
Karma amputee

Bloodline
Breeding fine
Death contagious deity

Hooked into this deceiver
Need more and more
Into the endless fever
Need more and more

New consequence machine
Burn through all your gasoline
Asylum overtime
Never mind
You reach the end of the line

Time
Choke the clock
Steal another day

Die
Faithfully
Narcissistic fade away

Twisted
Jump the rail
Shout at the crowd below

Breaker
Chase the ghost
The latest high to all time low

Hooked into this deceiver
Need more and more
Into the endless fever
Need more and more

New consequence machine
Burn through all your gasoline
Asylum overtime
Never mind
You reach the end of the line

Drop the hourglass of time
Spinning sand we will not find
As we gather here today
We bid farewell

The slave becomes the master
The slave becomes the master
The slave becomes the master
The slave becomes the master

Need more and more
Right now and ever after
Need more and more

New consequence machine
Burn through all your gasoline
Asylum overtime
Never mind

Dead hourglass of time
Sand we will not ever find
We gather here today
Say goodbye
‘Cause you’ve reached the end of the line

The end of the line
The end of the line
The end of the line
You’ve reached the end of the line

3. Broken, Beat & Scarred

You rise, you fall, youre down then you rise again
What dont kill you make you more strong
You rise, you fall, youre down then you rise again
What dont kill you make you more strong

Rise, fall, down, rise again
What dont kill you make you more strong
Rise, fall, down, rise again
What dont kill you make you more strong

Through black days
Through black nights
Through pitch black insights

Breaking your teeth on the hard life coming
Show your scars
Cutting your feet on the hard earth running
Show your scars
Breaking your life, broken beat and scarred
But we die hard

The dawn, the death, the fight to the final breath
What dont kill you make you more strong
The dawn, the death, the fight to the final breath
What dont kill you make you more strong

Dawn, death, fight, final breath
What dont kill you make you more strong
Dawn, death, fight, final breath
What dont kill you make you more strong

They scratched me
They scraped me
They couldnt rape me

Breaking your teeth on the hard life coming
Show your scars

Cutting your feet on the hard earth running
Show your scars

Breaking your life, broken beat and scarred
But we die hard

Breaking your teeth on the hard life coming
Show your scars

Cutting your feet on the hard earth running
Show your scars

Braiding your soul in a hard luck story
Show your scars

Spilling your blood in a hot suns foray
Breaking your life, broken, beat and scarred

We die hard
We die hard
We die hard

4. The Day That Never Comes

Born to push you around
You better just stay down
You pull away
He hits the flesh
You hit the ground

Mouth so full of lies
Tend to black your eyes
Just keep them close
Keep praying
Just keep a-waiting

Waiting for the one
The day that never comes
When you stand up and feel the warmth
But the sunshine never comes, no
No, the sunshine never comes

Push you cross that line
Just stay down this time
Hiding yourself
Crawl in yourself
You’ll have your time

God I’ll make them pay
Take it back one day
I’ll end this day
I’ll splatter colour on this gray

Waiting for the one
The day that never comes
When you stand up and feel the warmth
But the sunshine never comes

Love is a four letter word
And never spoken here
Love is a four letter word
Here in the prison

I suffer this no longer
I put it into
This I swear!
This I swear!
The sun will shine

This I swear!
This I swear!
This I swear!

5. All Nightmare Long

All Nightmare Long

Luck. Runs. Out.
Crawl from the wreckage one more time
Horrific memory twists the mind
Dark, rugged, cold and hard to turn
Path of destruction, feel it burn
Still life
Incarnation
Still life
Infamy

Hallucination
Heresy
Still you run, what’s to come?
What’s today?

‘Cause we hunt you down without mercy
Hunt you down all nightmare long
Feel us breathe upon your face
Feel us shift, every move we trace
Hunt you down without mercy
Hunt you down all nightmare long, yeah
Luck. Runs.

You crawl back in
But your luck runs out

1.2.

Luck. Runs. Out.

The light that is not light is here
To flush you out with your own fear
You hide, you hide, but will be found
Release your crypt without a sound

Still life
Immolation
Still life
Infamy

Hallucination
Heresy
Still you run, what’s to come?
What’s today?

‘Cause we hunt you down without mercy
Hunt you down all nightmare long
Feel us breathe upon your face
Feel us shift, every move we trace
Hunt you down without mercy
Hunt you down all nightmare long
Luck. Runs.

You crawl back in
But your luck runs out

Then you crawl back in
Into your obsession
Never to return
This is your confession

Hunt you down without mercy
Hunt you down all nightmare long
Feel us breathe upon your face
Feel us shift, every move we trace
Hunt you down without mercy
Hunt you down all nightmare long, yeah
Luck. Runs.

You crawl back in
But your luck runs out

Your luck runs out

6. Cyanide

Sleep, and dream of this
Death angel’s kiss
Brings final bliss
Come believe me!

Empty they say
Death, won’t you let me stay?
Empty they say
Death, won’t you call your name?
Oh, call your name!

Suicide, I’ve already died
You’re just the funeral I’ve been waiting for
Cyanide, living dead inside
Break this empty shell forevermore

Wait, wait patiently
Your death-black wings
Unfolding sleep
Spreading on me

Empty they say
Death, won’t you let me stay?
Empty they say
Death, hear me call your name
Oh, call your name!

Suicide, I’ve already died
You’re just the funeral I’ve been waiting for
Cyanide, living dead inside
Break this empty shell forevermore

Say, is that rain or are they tears?
That stained your concrete face for years
Crying, weeping, shedding strife
Year after year, life after life

A narrow freshly broken ground
A concrete angel laid right down
Upon the grave which swallows fast
It’s peace at last
Oh, peace at last

Empty they say
Death, won’t you let me stay?
Empty they say
Death, hear me call your name
Oh, call your name

Suicide, I’ve already died
You’re just the funeral I’ve been waiting for
Cyanide, living dead inside
Break this empty shell forevermore

Forevermore!
Forevermore!
It’s the funeral I’ve been waiting for!

7. The Unforgiven III

How could he know this new dawn’s light
Would change his life forever?
Set sail to sea but pulled off course
By the light of golden treasure

Was he the one causing pain
With his careless dreaming?
Been afraid
Always afraid
Of the things he’s feeling
He could just be gone

He would just sail on
He would just sail on

How can I be lost?
If I’ve got nowhere to go?
Searched the seas of gold
How come it’s got so cold?
How can I be lost
In remembrance I relive
How can I blame you
When it’s me I can’t forgive?

These days drift on inside a fog
It’s thick and suffocating
This seeking life outside its hell
Inside intoxicating
He’s run aground
Like his life
Water’s much too shallow
Slipping fast
Down with the ship
Fading in the shadows now
A castaway

Blame
All gone
Away

Blame gone away

How can I be lost
If I’ve got nowhere to go?
Search for seas of gold
How come it’s got so cold?
How can I be lost
In remembrance I relive
And how can I blame you
When it’s me I can’t forgive?

Forgive me
Forgive me not
Forgive me
Forgive me not
Forgive me
Forgive me not
Forgive me
Forgive me, why can’t I forgive me?

Set sail to sea but pulled off course
By the light of golden treasure
How could he know this new dawn’s light
Would change his life forever

How can I be lost
If I’ve got nowhere to go?
Search for seas of gold
How come it’s got so cold?
How can I be lost
In remembrance I relive
So how can I blame you
When it’s me I can’t forgive?

8. The Judas Kiss

When the world has turned its back
When the days have turned pitch black
When the fear abducts your tongue
When the fire’s dead and gone

So what now?
Where do I head?

When you think it’s all said and done
When you are the ostracized
Selfish written, dead goodbyes
Twisting of the tourniquet
When the pieces never fit

So what now?
Where do I head?

When you think it’s all said and done

Bow down
Sell your soul to me
I will set you free
Pacify your demons

Bow down
Surrender unto me
Submit infectiously
Sanctify your demons

Into abyss
You don’t exist
Cannot resist
The Judas kiss

When the storm has blacked your sky
Intuition crucify
When the ego strips your reign
Assassinate the living flame

So what now?
Where do I head?

When you think it’s all said and done
Venom of a life insane
Bites into your fragile veins
Internalize and decimate
Pitting it as complicate

So what now?
Where do I head?

When you think it’s all said and done

Bow down
Sell your soul to me
I will set you free
Pacify your demons

Bow down
Surrender unto me
Submit infectiously
Sanctify your demons

Into abyss
You don’t exist
Cannot resist
The Judas kiss

Judas lives recite this vow
I’ve become your new god now

Follow you from dawn of time
Whisper thoughts into your mind
Watched your towers hit the ground
Lured the children never found
Helped your kings abuse their crown

In the heart of evil man
Plant the seeds of my own plan
Strong and powerful will fall
Find a piece of me in all
Inside you all

So bow down
Sell your soul to me
I will set you free
Pacify your demons

Bow down
Surrender unto me
Submit infectiously
Sanctify your demons

Into abyss
You don’t exist
Cannot resist
The Judas kiss

9. Suicide & Redemption

[Instrumental]

10. My Apocalypse

Claustrophobic
Crawl out of this skin
Hard explosive
Reaching for that pin

Feel thy name extermination
Desecrating, Hail of Fire

So we cross that line
Into the crypt
Total eclipse
Suffer unto my apocalypse!

Deadly vision
Prophecy revealed
Death magnetic
Pulling closer still

Feel thy name annihilation
Desolating, Hail of Fire

So we cross that line
Into the crypt
Total eclipse
Suffer unto my apocalypse!

My apocalypse… Go!

Crushing metal, Ripping Skin
Tossing body mannequin
Spilling Blood, Bleeding Gas

Mangle flesh, Snapping spine
Dripping bloody valentine
Shattered face, spitting glass

Split apart
Split apart
Split apart
Split
Spit it out!

What makes me drift a litter bit closer
Dead man takes the steering wheel
What makes me know it’s time to cross over
Words you repeat until I feel

See through the skin the bones they all rattle
Future and past they disagree
Flesh falls away the bones they all shatter
I start to see the end in me

See the end in me…

Claustrophobic
Climb out of this skin
Hard explosive
Waiting for that pin

Violate, annihilate
A loser to my eyes
Obliterate, exterminate
At last accept, deny

Feel thy name as hell awakens
Destiny, Inhale the Fire

But we cross that line
Into the crypt
Total eclipse
Suffer unto my apocalypse!

Tyrants awaken my apocalypse!
Demon awaken my apocalypse!
Heaven awaken my apocalypse!
Suffer forever my apocalypse!

جمع آوری بوسیله مسعود شطرنجی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 0:2  توسط Jimmy89=جیمی 89 | 

برای دانلود روی نامها کلیک کنید(۱۲۸ کیلوبایت بر ثانیه) لینک مستقیم

 That Was Just Your Life
The End of the Line
Broken, Beat & Scarred
The Day That Never Comes

All Nightmare Long
Cyanide
The Unforgiven III
The Judas Kiss
Suicide & Redemption
My Apocalypse

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 16:28  توسط Jimmy89=جیمی 89 | 

من دوست دارم تا در خورشيدت پرواز كنم
 به نيرويي احتياج دارم تا من را بي حس كند
 زندگي همانند يك مسيحي جوان
 من فردي روحاني متمدن و رواني هستم 
 
از جوان شدن ميترسم

 همه را از جوانها ميترسانم
 من دوست دارم زندگي كنم من دوست دارم عاشق باشم
اما اين راه طولاني و سخت جهنم است
 من دوست دارم زندگي كنم من دوست دارم عاشق باشم
 اما اين راه طولاني و سخت جهنم است 


تو هيچگاه نگفتي كه توانايي لطمه زدن را داري
تو هيچگاه نگفتي كه توانايي لطمه زدن را داري

جاده من دورتادور جهنم مي چرخد در جهنم كسي نيست كه اينجا را دوست نداشته باشد 


به سرعت زندگي كن و همچنين به سرعت هم بمير
 تا چه زماني ميتواني اينكار را به پايان برساني
 تا چه زماني ميتواني اينكار را به پايان برساني


 همه را از جوانها ميترسانم
من دوست دارم زندگي كنم من دوست دارم عاشق باشم
اما اين راه طولاني و سخت جهنم است
 من دوست دارم زندگي كنم من دوست دارم عاشق باشم
اما اين راه طولاني و سخت جهنم است


تو هيچگاه نگفتي كه توانايي لطمه زدن را داري

 تو هيچگاه نگفتي كه توانايي لطمه زدن را داري


 من دوست دارم زتدگي كنم دوست دارم عاشق باشم 
اما اين راه طولاني و سخت جهنم است
 من دوست دارم زندگي كنم من دوست دارم عاشق باشم
اما اين راه طولاني و سخت جهنم است 




هيچكس بجز تو حاضر به ترك اينجا نيست
 هيچكس بجز تو حاضر به ترك اينجا نيست

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 6:36  توسط Jimmy89=جیمی 89 | 
Amy Lynn Lee متولد  December  13 , 1981 در Riverside , California  هست. پدرش (John Lee) به نوعی با Amy همکار بوده . او یک Disk Jokey (همون DJ خودمون) بوده. مادرش (Sara Lee)  خانه دار بوده و خیلی به بچه هاش و استعداداشون اهمیت می داده (اینو خود Amy گفته) . Amy دوتا خواهر داره (Carri & Lori) . البته یه خواهر دیگه هم داشته که در سن ۳ سالگی به دلیل نامعلومی فوت  میشه (ترانه ی Hello رو به یاد اون کار کرده) و یه برادرم داره (Robby) . من جایی خوندم که هر سه تای اونها هم هنر مند هستن ولی نمی دونم چه هنری. وقتی Amy  مدرسه می رفته در نمایش های مدرسه بارها شرکت کرده ولی هیچ وقت تحصیلاتی راجع به خوانندگی (منظورم Opera هست) نداشته ولی به مدت ۹ سال تحت تعلیم ساز ی بوده که الآن تو نواختن اون واقعا بی نظیره(ClassicalPiano)   . خانواده از جایی که  Amy  توش بدنیا اومده بود به چند جای دیگه نقل مکان می کنه از جمله Florida  یا Kansas ولی در نهایت به Little Rock در ایالت Arkansas  میره (همون جایی که با Ben آشنا می شه) .

Ben Robert Moody متولد January 22 , 1981  در LittleRock , Arkansas . فقط همین .   همه ی چیزائی که من تونستم از زندگی خصوصی و Biography اون (Ben) پیدا کنم همین بود . ولی خب در مورد زندگی هنری Ben مطلب زیاد هست که بعدا به اونا می رسیم . فقط طریقه ی آشنایی Ben و Amy رو بگم که جالب هم هست . وقتی که Amy مدرسه می رفته و ۱۳ سالش بوده در یک کمپ تابستونی وقتی داشته با پیانو قطعه ی I'd Do Anything For Love (But I Won't Do That) رو می نواخته Ben می بینتش و پایه های Evanescence از همین جا درست میشه .

 

John Lecompt متولد March 10 , 1973 در Little Rock , Arkansas . در اواسط دهه ی ۹۰ در Little Rock Heavy Metal بوده . بعد از اون خودش یک Band تشکیل داده بنام Mindrage . بعد از این کار و منحل شدنش یک Band دیگر تشکیل داده (همراه با Rockey Gray ) بنام Kill System . بعد از اون هم به دعوت Rockey به Soul Embrace ملحق میشه . از این گروه هم جدا می شه و در سال ۲۰۰۳ به Evanescence می پیونده . در سال ۲۰۰۵ هم همراه با Rockey به Mourningside میره . در حال حاضر هم در Evanescence و Mourningside به صورت فعال عضویت داره.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 15:4  توسط Jimmy89=جیمی 89 | 
عصباني و از کوره در رفته
 


  If I could have my wasted days back      اگر من مي توانستم روزهاي از دست رفته گذشته را داشته باشم
  Would I use them to get back on track?        آيا آنها را براي برگشت به مسير درست استفاده مي کردم؟
  Stop to warm at karmas burning                              از سوختن و فنا شدن آنها جلوگيري مي کردم
  Or look ahead, but keep on turning?   يا به آينده مي نگريستم , اما آيا بر سر دو راهي مي ماندم؟
 
  Do I have the strength                                                                                 آيا توانايي داشتم؟
  To know how I'll go?                                                                             تا بدانم چگونه ادامه دهم؟
  Can I find it inside                                                                         آيا مي توانم آنرا در کنارم بيابم؟
  To deal with what I shouldn't know?                                              تا چه اندازه؟ آيا نبايد بدانم؟
 
  Could I have my wasted days back                آيا مي توانم  روزهاي از دست رفته گذشته را داشته باشم
  Would I use them to get back on track?        آيا آنها را براي برگشت به مسير درست استفاده مي کردم؟
 
  You live it or lie it!                                                       درست زندگي مي کني يا فقط آنرا سپري مي کني؟
  You live it or lie it!                                                       درست زندگي مي کني يا فقط آنرا سپري مي کني؟
 
  My lifestyle determines my deathstyle                        شيوه زيستن من نوع مرگم را تعيين مي کند
  My lifestyle determines my deathstyle                        شيوه زيستن من نوع مرگم را تعيين مي کند
 
  Keep searching, keep on searching                                     جستجو کردن و همواره جستجو کردن
  This search goes on, this search goes on           اين جستجو همينطور ادامه دارد , اين جستجو همينطور ادامه دارد    
 
  Keep searching, keep on searching                                     جستجو کردن و همواره جستجو کردن
  This search goes on, this search goes on             اين جستجو همينطور ادامه دارد , اين جستجو همينطور ادامه دارد    
 
  Frantic tick tick tick tick tick tick tock             عصبي و خشمگين   تيک تيک تيک تيک تيک تيک تاک
  Frantic tick tick tick tick tick tick tock             عصبي و خشمگين   تيک تيک تيک تيک تيک تيک تاک
 
  I've worn out always being afraid                                    بايد هميشه از فرسودن و فنا شدن بترسم
  An endless stream of fear that I've made         يک جريان بي پايان از ترس و هراس که بايد بسازم
  Treading water full of worry                                   حرکت آبي که تماما مملو از نگراني و دلواپسي است
  This frantic tick tick talk of hurry                اين تيک تاک عصبي کننده خبر از شتاب و دستپاچگي مي دهد
 
  Do I have the strength                                                                                آيا توانايي داشتم؟
  To know how I'll go?                                                                            تا بدانم چگونه ادامه دهم؟
  Can I find it inside                                                                        آيا مي توانم آنرا در کنارم بيابم؟
  To deal with what I shouldn't know?                                             تا چه اندازه؟ آيا نبايد بدانم؟
 
  Worn out always being afraid                                              هميشه ترسيدن از فرسودن و فنا شدن
  An endless stream of fear that I've made                يک جريان بي پايان از ترس و هراس که بايد بسازم
 
  You live it or lie it!                                                     درست زندگي مي کني يا فقط آنرا سپري مي کني؟
  You live it or lie it!                                                     درست زندگي مي کني يا فقط آنرا سپري مي کني؟
 
  My lifestyle determines my deathstyle                      شيوه زيستن من نوع مرگم را تعيين مي کند
  My lifestyle determines my deathstyle                      شيوه زيستن من نوع مرگم را تعيين مي کند
 
  Keep searching, keep on searching                                    جستجو کردن و همواره جستجو کردن
  This search goes on, this search goes on           اين جستجو همينطور ادامه دارد , اين جستجو همينطور ادامه دارد
  Keep searching, keep on searching                                   جستجو کردن و همواره جستجو کردن
  This search goes on, this search goes on           اين جستجو همينطور ادامه دارد , اين جستجو همينطور ادامه دارد
 
  Frantic tick tick tick tick tick tick tock             عصبي و خشمگين   تيک تيک تيک تيک تيک تيک تاک
  Frantic tick tick tick tick tick tick tock             عصبي و خشمگين   تيک تيک تيک تيک تيک تيک تاک
 
  Do I have the strength                                                                               آيا توانايي داشتم؟
  To know how I'll go?                                                                           تا بدانم چگونه ادامه دهم؟
  Can I find it inside                                                                       آيا مي توانم آنرا در کنارم بيابم؟
  To deal with what I shouldn't know?                                            تا چه اندازه؟ آيا نبايد بدانم؟
  Do I have the strength                                                                               آيا توانايي داشتم؟
  To know how I'll go?                                                                           تا بدانم چگونه ادامه دهم؟
  Can I find it inside                                                                       آيا مي توانم آنرا در کنارم بيابم؟
  To deal with what I shouldn't know?                                            تا چه اندازه؟ آيا نبايد بدانم؟
 
  My lifestyle (Birth is pain)                                                             زيستن من  ,   تولد درد است
  Determines by deathstyle (Life is pain)                               همراه با مرگم  ,   زندگي درد است
  A rising tide (Death is pain)                                     همينطور در حال گذشتن است  ,   مرگ درد است
  That pushes to the other side (It's all the same)    به سمت ديگر مي راند ,  همه به يک اندازه دردمند هستند  
 
  My lifestyle (Birth is pain)                                                             زيستن من  ,   تولد درد است
  Determines by deathstyle (Life is pain)                               همراه با مرگم  ,   زندگي درد است
  A rising tide (Death is pain)                                     همينطور در حال گذشتن است  ,   مرگ درد است
  That pushes to the other side (It's all the same)    به سمت ديگر مي راند ,  همه به يک اندازه دردمند هستند
 
  Keep searching, keep on searching                                    جستجو کردن و همواره جستجو کردن
  This search goes on, On and on                                           اين جستجو همينطور ادامه دارد , تا ابد
  Keep searching, keep on searching                                     جستجو کردن و همواره جستجو کردن
  This search goes on, On and on                                           اين جستجو همينطور ادامه دارد , تا ابد
 
  Frantic tick tick tick tick tick tick tock             عصبي و خشمگين   تيک تيک تيک تيک تيک تيک تاک
  Frantic tick tick tick tick tick tick tock             عصبي و خشمگين   تيک تيک تيک تيک تيک تيک تاک

گردآورنده مسعود شطرنجی

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 0:16  توسط Jimmy89=جیمی 89 | 
نابخشوده داستان انسان است ، داستان تمام انسانها. در واقع نابخشوده بودن ارتباطی با شرایط اجتماعی و اقتصادی ندارد و بر خلاف تصور عموم رابطه ای با دیدگاه انسان نسبت به زندگی ندارد مطالبی که در این آهنگ می بینیم دقیقا مسائلی است که بین تمام انسانها مشترک است.
هر کس اگر به گذشته اش نگاه کند به سادگی می بیند که چطور در گذر زمان مجبور شده خواست ها و تمایلات خود را تغییر دهد و بعضا برخی از آنها را فراموش کند. انسان ها در توجیه این تغییرات و یا فراموش کردن ها اعتقادات مذهبی ، اجتماعی ، قومی و یا رسوم و یا حتی منطق را قرار می دهند و بدین سان این تغییرات را الزامی و بدیهی می انگارند. در اینجا نمی توان نقش تربیتی والدین را در نظر نگرفت. خانواده ها با توجه به تربیتی که به ارث برده اند کودکان را رام می کنند که اگر نکردند جامعه این کار را خواهد کرد. بعد یا انسان رام می شود یا تنش عصبی حاصل از جدال خواست های درونی اش با اجتماع از او یک مجرم می سازد ، مجرمی که یا به جامعه آسیب می رساند یا به خودش. اما در هر کدام از این حالت ها همواره جدالی بی پایان بین خواست های واقعی انسان و الگوهای قراردادی شده جامعه در درون انسان وجود دارد که هرکسی اگر چند لحظه به درونش بنگرد آن نبرد را می بیند. این همان رام شدنی است که در ابتدای آهنگ به آن اشاره شده است رام شدنی که انسان در نهایت به آن تن می دهد.

درد و خفت همیشگی در واقع اشاره به درد دوری انسان از خواست های واقعی اش و خفت حاصل از اجبار به اطاعت کردن است که همواره تا دم مرگ با انسان است.
در دوران نوجوانی محروم از آرزوها و تفکرات زیر شلاق که همان فشار خانواده و اجتماع است ادامه می دهد و بعد از رسیدن به دوران جوانی یعنی دورانی که انسان در اثر اعتماد به نفس بسیار تصور می کند قادر به انجام دادن هر کار است به خود قول می دهد که از این پس آرزوهایش را دنبال کند و خودش برای آینده اش تصمیم بگیرد. در حالی که هیچ وقت نتوانسته احساساتش را دنبال کرده و آزاد باشد در واقع هرگز واقعا خودش نبوده است.
آنها که در واقع اشاره به خانواده و جامعه دارد همواره سعی کرده اند تا هستی او که شامل افکار ، احساسات و آرزوهایش هستند را به تاراج ببرند. و در واقع او در نبردی با خانواده و اجتماع در گیر شده که قبل شروع این نبرد بازنده بوده است و او با جگری سوخته و روحی خسته از این نبرد تنها و در مانده است و در واقع حالا که به میان سالی گام نهاده گویی دیگر کسی برایش اهمیتی قائل نیست زیرا که او تسلیم شده و نبردی درکار نیست.
در واقع شاعر زندگی را نبردی بین انسان و شرایط اجتماعی و خانوادگی تشبیه کرده که هدف خانواده و جامعه از این نبرد خرد کردن انسان تا لحظه تسلیم او و پذیرفتن سرنوشتی است که به اصطلاح برایش مقرر بوده است.




بعد از این تسلیم به قول شاعر ناشی از زجر خستگی و ناامیدی انسان موجودی می شود که دیگر نمی تواند بجنگد و اصولا احتیاجی به جنگ نیز وجود ندارد ، زیرا همین شکست احساس خفتی را در انسان بوجود می آورد که هر لحظه انسان را ضعیف تر می کند تا اینکه انسان در میان سالی در درون به سان پیر مرد خسته و رنجوری می شود که آماده مرگ خفت آور و توام با شکست است. در واقع انسان از نظر شاعر همواره محکوم به ارضا کردن اجتماع یا خانواده یا دیگر نهادهایی است که با آنها ارتباط نزدیک دارد و هرگز فرصتی به او داده نمی شود تا بدنبال خواستها و تمایلات خود رفته و خودش باشد. در اواخر آهنگ شاعر اعتراف می کند که این در حقیقت داستان زندگی خودش است و در پایان مخاطبین را نیز مفتخر به لقب نابخشوده می کند و در واقع می گوید که این نابخشودگی خاصیت تمامی انسانها است.
در کلیپ این آهنگ نیز دنیای نابخشوده مانند فاضلابی مرطوب است و از همان ابتدا شخصیت هایی که چهره اشان مشخص نیست در حال تصمیم گیری برای او هستند این شخصیت ها همان اجتماع و خانواده و دیگر نهادهای تاثیر گذار در زندگی نابخشوده اند.
در اوایل کلیپ نابخشوده با دیواری روبرو است که همان موانع خانوادگی و اجتماعی است وقتی شروع به کندن می کند تا در نهایت به آزادی برسد. نوجوانی بیش نیست اما هنگامی که کندن دیوار تمام می شود خاک دیوار ساعت را که همانا زمان و یا عمر است می پوشاند هنگامی که نور حقیقت و رهایی به او می تابد در می یابد که راز و کلید رهایی چیزی نیست جز مرگ و می فهمد که عمرش رو به اتمام است اما با بیان نکردن این حقیقت به دیگرانی که مانند او در راه آزادی خود با زندگی می جنگند نه تنها به آنها اجازه نمی دهد تا از تونلی که کنده استفاده کنند یا در حقیقت مجبور به کندن تونلی دیگر یا طی کردن راه دیگری نشوند بلکه با این کلید راه را بر آنها می بندد و آنها را مجبور می کند تا مانند خودش این راه را دوباره طی کرده و عمرشان را به حفر دیوار و مبارزه با سرنوشت صرف کنند و سپس در حالت تسلیم و با خفت سر به زمین گذاشته و به انتظار مرگ می نشیند.

 

معنی نابخشوده


خون تازه ای به زمین می پیوندد
و به سرعت رام می شود
در میان درد و خفت همیشگی
پسر جوان قوانین زندگی را می آموزد

در دورانی که این کودک رشد می کند
این پسر شلاق خور کار غلطی انجام داده است
محروم از تمام افکارش
مرد جوان تلاش می کند و ادامه می دهد
در این حال به خود قول می دهد
که از این پس کسی آرزوهایش را از او نگیرد

آنچه که احساس کردم
آنچه که درک کردم
هرگز در ظاهرم و اعمالم نشان ندادم
انگار که نبودم
انگار که ندیدم
و کسی نیز نخواهد دانست که چه بوده است

آنچه احساس کردم
آنچه که درک کردم
هرگز در ظاهرم و اعمالم نشان ندادم

هرگز آزاد نبودم
هرگز من نبودم
پس من تو را نابخشوده می خوانم

آنها زندگی اشان را وقف تاراج و غارت
هستی او کرده اند
او همواره سعی کرده که تمام آنها را راضی نگه دارد
و اکنون او این مرد جگرسوخته است
او در تمامی لحظات زندگی اش
به طور همیشگی جنگیده است
اما او قطعا در این نبرد پیروز نخواهد شد
و اکنون او مرد خسته رنجور و شکسته ای است
که دیگر اهمیتی برای کسی ندارد
در انتها پیرمرد آماده می شود
تا با خفت وخواری به سوی مرگ برود
آن پیرمرد اینجا من هستم

آنچه که احساس کردم
آنچه که درک کردم
هرگز در ظاهرم و اعمالم نشان ندادم
انگار که نبودم
انگار که ندیدم
و کسی نیز نخواهد دانست که چه بوده است

آنچه احساس کردم
آنچه که درک کردم
هرگز در ظاهرم و اعمالم نشان ندادم

هرگز آزاد نبودم
هرگز من نبودم
پس من تو را نابخشوده می خوانم

تو به من لقب دادی
من نیز به تو لقبی اعطاء می کنم
پس من تو را نابخشوده می خوانم


انسان سیب را خورد سیبی که نباید آن را می چید و می خورد اما اگر نباید آن را می خورد اصولا چرا این میوه به وجود آمد جواب ساده است تا انسان آن را بخورد.
داستان ما ، آدم و حوا را حتما شنیده اید. داستانی که در آن انسان از بهشت اخراج شده به زمین تبعید می شود. آیا تا بحال شنده اید که انسان مجرم را به جای خوب و خوش آب وهوا تبعید کنند مسلما جوابتان منفی است.
پس زمین جای بسیار بدی است اما نه فقط از نظر آب و هوا بلکه از لحاظ کیفیت زندگی. آدم و حوا میلیون ها سال است که رفته اند اما انسان ها همچنان در تبعیدند پس انسان هرگز بخشیده نشد او از همان که آفریده شد نابخشوده بود. زیرا خدا می دانست که او سیب را خواهد خورد پس انسان نابخشوده آفریده شد. نابخشوده زندگی خواهد کرد و طبق تعالیم مذاهب اکثر انسان ها به جهنم خواهند رفت و دیگران نیز حداقل در طول عمر خود جهنم دنیا را خواهند گذراند.
این یک بحث فلسفی و اعتقادی است که با در نظر گرفتن عقاید مختلف نتایج مختلفی بدست می آید که من قصد ندارم در این ستون به آن بپردازم اما آهنگ نابخشوده گروه متالیکا آهنگ ساده و واضحی نیست که بتوان به سادگی به آن پرداخت. این آهنگ از نظر تکنیکال چه در مورد انتخاب نت ها هماهنگی کلیپ با نت ها و قدرت شعری در سطح بسیار بالایی قرار دارد و بی شک برترین شاهکار گروه متالیکا است شاهکاری که نه این گروه بلکه گروه های دیگر نیز نتوانستند مشابه آن آهنگی بسازند

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 0:9  توسط Jimmy89=جیمی 89 | 

Black Metal:

بلک متال در نروژ از زمانی پدید آمد که نئو وایکینگ های نروژ در جستجوی راه و وسیله ای برای نابود کردن مسیحیت در نروژ و بعد در تمام دنیا بودند و در این راه انسانهای بسیاری را کشتند و کلیساهای زیادی را آتش زدند و بلک متال را تا نهایت نواختند تا شاید خدای تاریک pagan ها باز گردد .

بازدید کنندگان و توریست ها از نروژ به عنوان کشور حماسه ها و افسانه ها یاد می کنند . پایتخت این کشور هم اسلو است که در مرکز این شهر همه چیز از خانه های سنگی زیبا تا معتادان و گدایان با قیافه های مختلف دیده می شود .در یکی از همین خانه های مرکز این شهر و در يک اتاق شش ضلعی گروه mayhem به عنوان اولین گروه بلک متال نروژ شکل گرفت . در این اتاق فرشهای بسیار کثیف در زیر پا ، صلیب های شکسته نازی بالای سر به همراه صلیب های برعکس و شمشیر وایکینگ ها که به در و دیوار آویزان شده دیده می شود . Hell hammer در حال حاضر تنها عضو باقی مانده از ترکیب تشکیل دهنده گروه است هر چند که همچنان شایعاتی مبنی بر جدایی او و پیوستنش به گروه marduk به گوش می رسد و حضور او در تور این گروه به این شایعات قوت می بخشد .

پایه و اساس این موسیقی در نروژ در اوایل دهه هشتاد شکل گرفت . اعضای این گروه در همان خانه زندگی می کردند که اطرافیان از این خانه به عنوان خانه ای شیطانی یاد می کنند .

Hell hammer می گوید : " وقتی برای خرید به مغازه ای می رفتیم پیر زن ها به محض دیدن ما فرار می کردند و به نوه ها و بچه هایشان می گفتند اینجا محل زندگی شیطان است "

البته گروه mayhem تلاش خاصی برای رفع این خرافه پرستی ها نکرد .

گروه مشغول تمرین و کار بود که dead خواننده گروه مغز خود را با شات گان متلاشی کرد و اعضای گروه جنازه او را همان طور در حیاط خانه رها کردند تا جسد dead خوراک پرندگان شود .

Hell hammer می گوید: " این کار dead مرا متعجب نکرد چون او واقعا دیوانه بود و همیشه هم از قلعه های عجیب نروژ صحبت می کرد . "

Hell hammer و euronymous گیتاریست گروه اولین کسانی بودند که جنازه dead را دیدند و اورانیموس می گوید ما وقتی جنازه او را دیدیم که مغز او روی زمین ریخته بود و خون به دیوار ها ریخته بود .

Hell hammer می گوید: " اورانیموس قسمتی از مغز او را برداشت و با فلفل و سبزی پخت و خورد "

Hell hammer اولین کسی بود که لباس این چنینی بلک متال را مد کرد . چکمه های بلند ، لباس جین ، ژاکت های چرمی سیاه به همراه پنتاگرامی که به گردنبندی که از استخوان جمجمه dead ساخته شده بود اولین تیپ بلک متال بود .

بلک متال همیشه موسیقی ترسناکی بوده و حتی گروههای انگلیسی مثل venom خود را به عنوان یک گروه شیطانی مطرح کرد و خود را طبق قوانین شیطان پرستی وفق دادند . اما وقتی که بلک متال به نروژ رفت تغییراتی اساسی در آن شکل گرفت و جنگی عظیمی که بر علیه مسیحیت با این موسیقی شکل گرفته و پیوند خورده نماد پیدا کرد. از گروههای دیگری که بعد از mayhem به این نهضت پیوستند می توان به dark throne ، immortal ، burzum ، marduk و emperor اشاره کرد که در ابتدا به صورت زیرزمینی تشکیل شده و رشد کردند . در همین زمان euronymous شرکت DSP را شکل داد . او به نوعی رهبر این نهضت محسوب می شد .

Hell hammer در مورد او می گوید: " او احساسات نداشت . ترحم نداشت و همیشه هم می گفت که این نوع زندگی برایش لذت بخش است . "

اورانیموس با تشکیل این شرکت به واقع بزرگترین خدمت را در حق این موسیقی کرد. این شرکت در زیر زمین همان خانه محل تمرین گروه تشکیل شد . این زیر زمین مثل سیاه چال های قدیم تاریک و نمناک بود و با شمع روشن می شد . افراد بسیاری پس از آمدن به این مکان و خروج از آن کفن به تن می کردند و در اوج نشئگی حاصل از هروئین و LSD به خودزنی با چاقو و شیشه شکسته می پرداختند و با اسپری بر روی دیوار عبارت 666 را می نوشتند . Hell hammer مردمی که با تفنگ به خود یا دیوار شلیک می کردند و حتی کسی که با پتک به مغز خود کوبید را به یاد می آورد یا حتی اورانیموس که یک روز آنقدر خود را با زنجیر زد تا بی هوش شد .

در حدود سال 1990 بود که بلک متال در حال پیشرفت بود و در این زمان گروه سازش ناپذیر marduk پایه ریزی شد و با اولین آلبوم خود یعنی fuck me jesus دری جدید را بر روی بلک متال و مبارزه با مسیحیت باز کرد . Samoth گیتاریست بزرگي که از اعضای تشکیل دهنده emperor است و سابقه همکاری با burzum ، satyricon و ... را دارد می گوید : " ما همیشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسیح اعلام خواهیم کرد .و خواهید دید که چگونه ادیان وایکینگ ها باز خواهد گشت "

نقطه اشتراکی که در بین گروههای آن موقع بلک متال دیده می شد این بود که همه آنها نفرتی خاص نسبت به مسیحیت داشتند . در این زمان آتش زدن کلیسا ها به وسیله کسانی که خود را سربازان اودین می نامیدند مد شد . از پیشگامان این کار می توان به varg vikerness یا همان count grishnackh اشاره کرد. از کلیسا های معروفی که ورگ آتش زد fantoft را نام می برم که از آثار باستانی نروژ است . از دیگر کلیساهای معروف kolmen kolen است که samoth آتش زد که این کلیسا کلیسای خانوادگی پادشاه هارالد پنجم بوده .Samoth در ابتدا با کمک ورگ کلیسای fantoft را آتش زد و بعد از آتش زدن کلیسای kolmen کلیسای skjold را هم به آتش کشید .او می گوید : " در کوچکی در زیر محراب کلیسا وجود داشت و من هم چند گالن گازوئیل روی آن ریختم و کبریت زدم و فرار کردم "

ورگ هم از اعضای اصلی این جنبش بود که اغلب لباسهای وایکینگ ها را می پوشید و در ایدئولوژی اش بسیار حساس و سخت گیر در عین حال احساساتی بود ( این نکته در آهنگهای بارزام چه با کلام و چه بدون کلام کاملا مشهود است و همیشه حتی در تند ترین آهنگهای او نغمه ای غمناک شنیده می شود ). ورگ از معتقدان شدید به مبارزه با مسیحیان از طریق آتش زدن کلیسا بود . او با بنزین کلیسای fantoft را آتش زد و بلافاصله به میان آتش رفت و روی دیوار کلیسا ادرار کرد . بعد از این جریان اورانیموس ادعا کرد که ورگ این کار را برای مشهور شدن کرده و تقریبا دو ماه بعد از این جریان بود که ورگ اورانیموس را کشت و به قصد توهین به دادگاه موهایش را بافت و دائما در دادگاه می خندید .

نظر مشترک اعضای بلک متال این است که مسیحیت در سال 995 بعد از میلاد توسط olaf tryggvason به نروژ آمد که آنها با آمدنشان طلا و نقره مردم را به غارت بردند و برای اجرای قدرتشان دین جدید را به مردم نروژ خوراندند و قلعه های pagan ها را آتش زدند و مردم را سر دو راهی مسیح یا مرگ قرار دادند . اصلاحات مارتین لوترکینگ در سال 1537 مانند قبل آنچنان خونین نبود ولی به همان اندازه بی قانون و چرت بود . لوترکینگ زبان آلمانی را با نروژی مخلوط کرد . با اصلاحات لوترکینگ تجاوز و دزدی در نروژ افزایش پیدا کرد و مبلغان تبلیغ می کردند که با مسیحی شدن به خدا نزدیک می شوند .

Trond viggo torgersson عضو هیئت کودکان نروژ می گوید : " شیطان پرستها خواهان پایان دادن به این دوروئی معنوی مردم هستند . در این زمان نروژ بسیار ضعیف است و هر روز زندگی سخت تر می شود و حتی مردم به جای کلیسا خواهان شعبه مک دونالد در محله شان هستند . "

Torgersson امیدوار است که این آتش باعث بیدار شدن افکار خفته مردم شود . وقتی از اسقف andriass artfloat در این زمینه سوال می شود با عصبانیت می گوید : " این مسایل واقعا نمی تواند دین ما را خدشه دار کند و این قدر ضعیف هستند که ما حتی به مبارزه با آنان فکر نمی کنیم "

پروفسور tormod engelsviken می گوید : " الان در زمانی شبیه قرون وسطی هستیم و این بار پاگان ها در مقابل مسیحیان قرار گرفته اند که هر دو طرف در عقایدشان بسیار دقیق هستند. " او اعتقاد دارد نروژیان دینی روحانی و واقعی می خواهند و می گوید : " این حرکت و جنبش پاگان ها نوعی خون خواهی و انتقام از خشونت مسیحیان است . شما باید به یاد بیاورید وایکینگ ها در زمان آمدن مسیحیت ساکت بودند و به مرور زمان از بین رفتند ولی الان نوبت نئو وایکینگ هاست "

Nebelhexa خانمی که از اساتید دانشگاه در نروژ بود عضوی دیگر از این جنبش است که بسیار زود جادوی سیاه را یاد گرفت و به یکی از اعضای معتبر کلیسای شیطان تبدیل شد . او موهایی قرمز داشت و سرانجام کلیسای شیطان را ترک کرد و با samoth به همراه گروه emperor در تور اروپا به همراه cradle of filth شرکت داشت آشنا شد و با او ازدواج کرد . در نیمه شب سال نو همان سال samoth و nebelhexa از کوهی برفی در نزدیکی خانه شان بالا رفتند و در جایی در میان درختان samoth به رسم شیطان پرستها سینه های nebelhexa را برید و خون آن را روی برف ریخت و با هم همقسم شدند که تا عوض شدن دین نروژ از مبارزه دست نکشند . Nebelhexa و samoth به همراه varg برای آتش زدن کلیسایی رفتند و پس از آتش زدن آن samoth در میان آتش گیر کرد و varg او را نجات داد . nebelhexa در مورد ورگ می گوید : " او انسانی استثنائیست و در همه چیز استعداد دارد و برای رسیدن به هدف همه کاری می کند او همیشه به samoth می گفت که باید تمام کلیسا ها را آتش زد . "

Faust درامر سابق و از اعضای تشکیل دهنده emperor از دیگر اشخاص معروف این جنبش است که به جرم کشتن یک کشیش و آتش زدن کلیسا به 14 سال حبس محکوم شد . در آگوست 1992 وقتی faust از پارک المپیک بازدید می کرد کشیشی را دید و با او دوستانه مشغول به صحبت شد و با هم قدم زنان به میان جنگل رفتند و در این جنگل faust گردن کشیش را با چاقو برید و جنازه او را رها کرد و فرار کرد . دو روز بعد از این جریان faust به همراه varg و euronymous برای آتش زدن کلیسایی به نزدیکی همان پارک رفتند و faust داخل رفت و بمب دستی که ساخته بود در محراب کار گذاشت و انجیل و کتاب دعای مذهبی را هم روی آن گذاشت و کمی گازوئیل در نزدیکی آن ریخت و و همه با هم به سوی کوه فرار کردند تا شاهد انفجار کلیسا باشند . بعد از این واقعه بود که faust دستگیر و به 14 سال حبس محکوم شد .

Ihsahn تنها عضو از پایه گذاران emperor است که هنوز به زندان نرفته . او هم بدعتی جدید در بلک متال گذاشت . او که لباسش شلوار پارچه ای مشکی و تی شرت بود خود را یک vampire معرفی می کرد . Ihsahn هم در آتش زدن کلیسا به همراه samoth شرکت داشته . او خود را بی خانمانی بیابانگرد معرفی می کند که از عشق و محبت متنفر است . Runhold دوست دختر ihsahn است که استاد زیست شناسی یکی از دانشگاههای نروژ است و فان کلاب ihsahn را تاسیس کرد . Ihsahn هم vampire را سمبل قدرت شیطان پرستها می داند . و همیشه می گوید بین vampire ها و Viking ها شباهتهای زیادی است . مثل اینکه هر دو آنها نیاز خود را باخشونت زیاد رفع می کردند !

Runhold در مورد ihsahn می گوید : " او بسیار خشن است و در خواندن هم صدایش مثل غرش حیوانات وحشی است "

Ihsahn در مورد خود می گوید : " شما نمی توانید احساسات من را درک کنید . شما مثل بینندگانی هستید که فیلمی ترسناک می بینید ولی من در داخل فیلم هستم "

از دیگر گروههای تاثیر گذار بر این جنبش : satyricon ، immortal ، gogoroth ، lord belial ، bathory ، dark throne .

در حدود سالهای 94 و 95 گروههایی مثل cradle of filth ، dimmu borgir ، dark funeral و... به دنیای بلک متال وارد شدند و با آمدن خود بلک متال را از مسیر اصلی خود خارج کردند و به سوی تجاری شدن ، شهرت و پول بردند .

Immortal پس از حدود 10 سال فعالیت قدرتمند سرانجام در همین اواخر منحل شد . burzum هم به موسیقی بدون کلام روی آورد . dark throne و satyricon هم به موسیقی industrial گرایش پیدا کردند و بسیاری دیگر از گروهها مثل gorgoroth ، lord belial و ... هم متاسفانه در حدی مشهور نشدند که بتوان از آنها به عنوان گروهی تاثیر گذاز نام برد .

از معدود گروههای ماندگار در این جنبش mayhem است . که من شخصا آلبوم های اخیر این گروه را دوست ندارم و به نظر من آلبوم های قدیمی گروه مثل de mistiis dom sathans و pure fucking armaggedon چیز دیگریست که حتی خود میهم هم نتوانسته دیگر تکرارش کند .

به نظر من تنها گروه باقی مانده از این جنبش marduk است که همچنان پر قدرت به کار خود ادامه می دهد ولی متاسفانه این گروه هم با مشکلات خود از قبیل ممنوع التصویر بودن در برحه ای زمان ، ممنوع الفروش بودن آلبوم ها و ... دست و پنجه نرم می کند .

امثال گروههای dimmu borgir و cradle of filth با اینکه خدمت بزرگی به بلک متال کردند و سبکی جدید در بلک متال بنیان گذاشتند ولی باعث نابود شدن اصل و مایه این موسیقی یعنی مبارزه با مسیحیت شدند . امثال این گروهها بلک متال را به سوی شهرت و تجاری شدن بردند همچنان که dani promo خواننده گروه cradle of filth که همگان اورا به صدای استثنایی و منحصر به فردش می شناسند در مصاحبه ای اعتراف کرد که همه اینها به خاطر پول است و همین حرف او باعث جدا شدن کی بردر گروه و از دست دادن بسیاری از هوادارانش شد .

تاثیر جنبش بلک متال و ضد مسیحیت و شیطان پرستی نه تنها در نروژ بود بلکه به دیگر قسمتهای دنیا هم کشیده شد و برای مثال از گروههایی که در دیگر نقاط دنیا در این زمینه تشکیل شدند به گروههای deicide ، six feet under و cannibal corpse در آمریکا، opera IX در ایتالیا ، kataklysm در کانادا و در سبک دث متال، agathodaimon در رومانی ، moonspell در پرتقال و در زمینه گوتیک و.... اشاره می کنم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 23:48  توسط Jimmy89=جیمی 89 | 

Anathema ، یه گروه Doom ، Gothic متالی که در سال 1990 شکل گرفت. گروه توسط برادران Cavanagah شکل گرفت. دو برادری که هر دو گیتار میزدن. با خوانندگی Darren White ، بیس Duncan Patterson و درامری با نام John Douglas . با نام اصلیه Pagan Angel .

Anathema یه گروه انگلیسی Doom و Goth متاله. سبکی که میشه Paradise Lost و My Dying Bride رو هم ازش نام برد. Anathema خودشون بر این عقیدا که چیزی بین Doom و Death متال بوجود آمدن، به ظاهر کارهاشون هم بیان گر همین مسئله هست.

 

Anathema کار هاشون رو با چند Demo در سال 1990 و 1991 شروع کردند. یکی از اینها An Iliad Of Woes هستش. که به عقیده کارشناسان یه کاریه که صراحتا از Paradise Lost و Black Sabath الهام گرفته شده. با چند Demo دیگه کارشون رو ادامه دادن تا نهایتا دز سال ۱۹۹۳ اولین آلبوم رسمیه گروه با نام Serenades عرضه کردند. این البومشون 14 Track داره که تمامی این Track ها ساخته جمعی گروه هستش. این البوم رو Doom متال ترین کار گروه میدونن. کاری متوسط از گروه که اونرو برای معرفی گروه کافی میدونن.
سال 1994 و پس از تورهای مختلف Mini Album ی با نام Pentecost رو عرضه کردند. آلبومی که در مجموع کارهای رسمی گروه قرار نداره. اما اعتقاد دارن اون رو میشه جزو بهترین کارهای گروه دسته بندی کرد. این Mini Album از Anathema 4 Track داره. اما با زمان های طولانی . 10 و12 دقیقه ای!

 

بعد از این آلبوم خواننده گروه برای تشکیل یه گروه مستقل از اونها جدا شد . خواننده گروه به علت جنس صدا و علاقه خودش کار رو بیشتر به سمت Death پیش میبرد. پس از جدایی وی سمت حرکت کلی گروه کمی تغییر کرد و به طور کلی بیشتر به یه موسیقی با خاصیت Doom نزدیک شدن و در نهایت آلبوم The Silent Enigma رو در سال 1995 منتشر کردن. Track اولی این Album یا همون Restless Oblivion رو بهترین کار این آلبوم میدونن. Track ی با نام A Dying Wish هم از این Album جزو کارهای قوی گروهه. با یه Solo یی آروم و دلنشين شروع میشه. سولویی به نسبت طولانی که به یک باره با همراهی گروه قوی میشه. و صدای خواننده اضافه میشه. یک کاره سنگین و دارای یک ریتم زیبا که از نظر سرعت و نحوه خواندن خواننده کاملا در نوسانه. این کار خیلی زیبا کار شده. خصوصا اونجایی که با فرياد SILENCE خواننده همه سازهای یک لحضه ساکت میشن. جاهایی از این آهنگ کار بر اساس Bass به پیش میره. ضربه های آروم به Drum و یک جو Atmospheric ه قوی که جزو نقاط قوت Anathema به حساب میاد.

 

سال 1996 و آلبوم Eternity از گروه. عده ای اون رو بهترین کار گروه میدونن. کاری که از اون خشونت باقی مونده از Death متاله موجود در The Silent Enigma جدا شده و خشونت Guitar هاش با یک جو Atmospheric که توسط Keyboard تداعی میشه پیش میره. کاری که به عقیده کارشناسان چیزیه که تو گروه PINK FLOYD میشه دید. با این آلبوم تداعی کننده یک گروه جدید به حساب اومدن ، نه در حد یک گروه Doom ه دیگه. جزو نقاط قوت این کار همکاری Les Smith نوازنده Keyboard ه گروه Cradle of filth به حساب میاد.
بعد از این Album هم درامر گروه اونها رو ترک کرد و با یک درامر جدید عوض شد. در سال 1998 البوم Alternative 4 رو عرضه کردند. از این آلبوم Fragile Dreams رو کاری قوی میدونن. سال 1999 و آلبوم Judgment که بازهم کاری قوی از Anathema رو نشون داد. این آلبوم باز با همراهی درامر اصلی گروه بود که به گروه بازگشته بود. و باز هم 2 آهنگ خوب آلبوم رو ساخت. یعنی Don't Look Too Far و Wings of God . طرح Cover این آلبوم با Wing Of God ارتباط مستقیم داره. یک طرح بی نظیر که بسیار مورد تو جه قرار گرفت. این آلبوم رو نوعی برگشت مقتدرانه Anathema میدونن.

 

Anathema به طور کلی جزو گروههاییه که واقعا در سبک خودشون جایی برای حرف نذاشتن. کارهاشون اصولا دلنشینه. نوازندگی قوی سازها و صدای خوب خواننده گروه. گروهی که از چیزی بین Doom/Death متال به بهترینهای Doom/Goth تبدیل شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 23:48  توسط Jimmy89=جیمی 89 | 

موسيقی راک، موسيقی ای علمی است که در بعضی سبکها پشتوانه غنی فلسفی دارد.


rock &roll :
راک اند رول که يکی از سبکهای تاثير گذار و متداول در موسيقی راک است، روندی غير قابل پيش بينی را طی کرده است. در ابتدا زمانی که راک باز ها موسيقی "کانتری" و "بلوز" را با هم تلفيق کردند، راک دارای مشخصه های بارزی مثل آنارشيسم بود ولی بعدها با گذشت زمان، اين مشخصه ناديده گرفته شد و اين نوع موسيقی به سمت کسب مهارت و ايجاد تحول رفت. از موسيقی پر انرژی Chuck Berry گرفته تا هارمونيهای زيبای بيتل ها و موسيقی روح نواز Otis Redding همه و همه در گروه راک اند رول قرار گرفت. اما rock &roll جذابيت موسيقيايی خود را فقط برای چند سال حفظ کرد. گوناگونی بسياری که در سبکهای مختلف راک پديد آمد، به قول بعضی از متخصصين هسته اصلی راک از هم پاشيد.

Pop rock :
پاپ-راک يکی از عمده ترين شاخه های موسيقی محسوب می شود که به طور کلی به هر نوع موسيقی پاپ ساخته شده پس از دوران جذب راک اند رول به پاپ، Pop rock می گويند. از ويژگيهای اين سبک ملوديک و گيرا بودن موسيقی آن است و تکيه آن بر موسيقی لاينقطاع است که با چيره دستی نواخته می شود. از گروههای مشهور فعال در اين سبک که تعداد آنها کم هم نيست می توان به Everly Brothers، Madonna و Rowded House اشاره کرد.

Soft Rock :
اگرچه سبک سافت راک در اوائل دهه هفتاد پايه گذاری شد اما زمزمه های آن از اواخر دههء شصت آغاز شده بود. Soft Rock موسيقی ملايمی است که بيشتر تکيه بر خواننده و ترانه سرا دارد تا نوازنده؛ تجاری نگاه کردن به موسيقی يکی از ويژگيهای اين سبک است. Soft Rock تا حدی متمايل به پاپ-راک است اما با فضايی ملايمتر و نرمتر. گروههايی مثل "کارپنترز" و "شيکاگو" تکيه بر موسيقی ساده و ملوديک داشتند و در طول حيات خود با تهيه کنندگان مختلفی کار کردند. در طول دههء هفتاد، Soft Rock بازار موسيقی را تحت تاثير خود قرار داد و به طور جدی موسيقی تلفيقی هم اثر خود را دچار دگرگونی کرد.

Grunge :
سبکی که اوج درخشش آن در دهه ۹۰ اتفاق افتاد و تبديل به محبوب ترين سبك هارد راك اين دهه شد و اين درخشش نتيجه خلاقيت kurt cobain و بقيه اعضاي Nirvana بود. سبكي كه از دل the Stooges و Black Sabbath برخاست و حاصل تركيب موسيقي punk و heavy metal بود و البته گرايشش بيشتر به سمت پانك بود تا Heavy metal؛ بخصوص در انتخاب اشعار و نوع اعتراض موسيقيايي آن. اما در نحوه نواختن ريف ها به heavy metal شباهت بيشتري داشت. اين سبك داراي دو نسل و دوره ي مشخص است: نسل اول شامل گروه هاي Green River، Mudhoney وSoundgarden مي شود كه اين موج هنوز هم ادامه دارد و ريف هاي آن سنگين تر و خشن تر از ريف هاي دوره ي دوم است. مشهور ترين گروه از موج دوم Nirvana است كه موسيقي آن ملوديك تر از ساير گروه هاي Grunge است و مهمترين ويژگي آن stop-start زياد آن است. متاسفانه در كشور ما Nirvana را فقط متعلق به سبك Alternative metal مي دانند و به تبع آن هر گروهي را كه در موسيقيش stop-start به كار مي برد به اين سبك مربوط مي دانند؛ البته سبك هاي موسيقي هارد راك و متال آنقدر متنوع است كه به سختی ميتوان مرزي مشخص بين آنها كشيد.

Alternative Rock:
آلترنيتيو راک یکی از شاخه های راک است که تمام گروهای پست_پانک (post_punk) را از اواسط دهه هشتاد تا اواسط دهه 90 تحت تاثیر خود قرار داده است. alternative rock شامل سبکهای گوناگونی میشود .از ملودیهای زیبای jangle_pop گرفته تا ملودیهای آزار دهنده و یک نواخت industrial metal. باحتساب موفقيت بی سابقه "نيروانا" در سال 1991 می توان به نوعی گروهای آلترنيتيو را به دو دوره مجزا تقسيم بندی کرد:

در طی دهه 80 اکثریت گروهای alternative تحت نظارت شرکتهای توزیع و پخش مستقل فعالیت داشتند. گروهایی که تحت نظارت شرکتهای بزرگ فعالیت میکردند، توانستند شرایط ایده آل را به دست آورند. به هر صورت آنچه در مورد گروههای alternative دهه 80 میتوان گفت، آن است که به علت شرایط موجود آن دوران از مسیر اصلی خود منحرف شدند.

در ميان سبکهايی که جزو اين گروه دسته بندی شده اند، می توان از pop
alternative dance،jangle pop ،post_hardcore punk ،funk_metal ،punk_pop و experimental rock نام برد که تمام این ژانرها بعد از انقلابی که نیروانا در این زمینه بوجود اورد پایه گذاری شدند.ولی مشخصا زمانی راه برای آنها هموار شد که خیلی از گروههای تازه کارِ alternative با شرکتهای بزرگ قرارداد بستند. در نتیجه alternative rock در دهه نود دارای نظم بیشتر و هارمونیک تر از همتای خود شد.مخصوصا از دوره ای که ثابت شد سازهای سنگين تر دارای جذابيت تجاری بيشتری هستند، بيشتر گروههای دههء نودی با شرکتهای بزرگ فعاليت نکردند و ترجيح دادند با شرکتهای مستقل که محدوديت کمتر و آزادی بيشتر داشتند، همکاری کنند.

Hard Rock:
از نظرِ اکثريت دست اندر کاران موسيقی، دو سبک هارد راک و هوی متال مشابه هستند. چرا که شباهتهای بسيار زيادی بهم دارند. در هر دو مورد صدای خشن گيتار کاملا قابل تشخيص است و بطورِ معمول نقش اساسی را در گروه، خواننده اجرا مي کند که معمولا وظيفه نواختن سازی را هم به عهده دارد. اگر چه تفاوتهای اساسی نيز ديده ميشود از جمله لزوم وجود ريتم در پس زمينه موسيقی هارد راک. در صورتی که اين ويژگی در موسيقی هوی متال ديده نمی شود بلکه اين نوع موسيقی بر صدای خشن و وحشی گيتار و ريتمهای کوبه ای تکيه دارد.

هارد راک در اواخر دههء ۶۰ رشد خود را آغاز کرد و بعنوان يک موسيقی روان گردان باب شد و تحولی در زمينه موسيقی راک ايجاد کرد. در هارد راک کمتر از blues از بداهه نوازی استفاده شده و در عين حال به خشونت سبک هوی متال نيست. اگرچه همان سولوهای طولانی و همان صداهای خشن در هارد راک نيز يافت ميشود. در اين سبک اين ريتمها و ريفها هستند که بيشترين اهميت را دارا هستند و بايد به بلندترين شکل ممکن نواخته شوند.

Punk Rock

3 تعريف هست که تو فلسفهء راک به طور کلی، و خصوصا تو پانك اصله (كه به هم كاملا مرتبطن):

Iconoclasm : تمايل به نابودي آنچه مقدس شمرده مي شه، و يا رايج يا سنتي است
Nihilism : نفي كردن و بي پايه و اساس دونستن تمام ارزش ها- بدون ارائهء راه حلي - و اعتقاد به اينكه هيچ چيز به طور مطلق قابل فهم نيست
Anarchism : تمايل به بي نظمي و ابهام؛ ضد ارزشهاي نرمال در جامعه بودن، و كلا ضد هر چيزي كه از رشد و پيشرفت جلوگيري كند؛ و مخالفت با قدرت متمركز سياسي
[البته اينها تعريف هاي خيلي خلاصه و كلی هستند]
حالا خود punk... اعضاي پانك عقايد آزاديخاهانه شون رو از طريق هنرهاي مختلف ابراز مي كنن، كه مهمترين اونها موزيك ه. همچنين نقاشي، شعر، و داستان كوتاه. پانك ها از اين طريق از خلاقيتشون براي به نمايش گذاشتن نارضايتيشون از ظلمها و استبداد حاكم بر جامعه، استفاده مي كنن.
موسيقي پانك داراي Lyric هاي خشمگين و تند و سريع، در مورد مدرسه/AcademY، ناخشنودي از شرايط اجتماعي، ارتباطها/relationships، و مسائل خانوادگي ست. يكي ديگه از مشخصات اين سبك اينه كه بعضي از آهنگهاش به كوتاهي 2 دقيقه است. ولي حتي تو اين زمان كم، آهنگهاش مي تونن حس خواننده رو منتقل كنن- كه اين آهنگها معمولا خشم و عصبانيت رو نشون مي دن. هدف اين موزيك شوك آوردن، اهانت كردن، و حمله كردن به ديدگاههاي عام است!
طرز لباس پوشيدن punk ها هم بيانگر ديدگاه اين سبك ه. پانك ها خودشون رو به شكلي در مي آرن كه خارج از عرف باشه؛ به اين ترتيب حسي كه نسبت به جامعه دارن، و همچنين ظلم ها و فقر در جامعه رو منعكس مي كنن. اونها از وسايل/object هاي معمولي اي مثل دكمه، تيغ، سوزن، و تكه هاي پارچه استفاده مي كنن، و به عنوان سمبل حس هايي كه مي خواد بيان كنن، از اونها استفاده مي كنن. پانک بودن كمك مي كنه كه هر كس بتونه فرديت/شخصيت خاص خودش رو پيدا كنه، بدون اينكه از طرد شدن يا مورد قبول واقع نشدن بترسه.
براي مثال، روي كلاه sweatshirt پانكي، تكه اي پارچه دوخته شده كه كلمهء Unity روش نوشته شده است... اين معاني مختلفي مي تونه داشته باشه، و در راس- خواستن وحدت در جامعه. و ژاكت جين پاره پوره اي كه روي اون كلمه هاي مختلفي نوشته شده كه نشون دهندهء سختيها، دردها، و ظلمهاييه كه جامعه ايجاد مي كند، مي باشد. پارگي لباس پانكها منعكس كنندهء فقر در جامعه و همچنين خشم است!
در بين دختر و پسرهاي punk شلوار جين هايي كه رنگ و روشون رفته هم زياد ديده مي شه. بعضي از دخترها در پانك دامن هاي كوتاه يا شلوار چرم هم مي پوشن؛ همچنين گاهي آرايش غليظ، ولي خلاف عرف. موهاشون رو به رنگ هاي عجيب غريب مي كنن، و به صورت نا مرتب يا spiked يا به حالات غير معمول در مي آرن- درست خلاف اون چيزي كه تو جامعه مورد قبوله!
يه نكتهء جالب؛ چند روز پيش يه جايي خونده بودم كه كلا پول خيلي زيادي براي ‌fashion هاي hip-hop در آمريكا خرج مي شه: اولا- دقت كنين، سبكي مثه hip-hop يه fashion لعنتي خاص داره كه مي خواد مردم ازش تقليد كنن! در حالي كه سبكي مثه Punk راه رو واسهء نشون دادن فرديت/individuallity خاص هر كس باز مي كنه!
دوما- مردم اين همه پول خرج مي كنن كه تو مد hip-hop باشن، در حالي كه سبكي مثل punk يكي از دلايل طرز لباس پوشيدنشون، منعكس كردن فقر تو جامعه است.
فقط تفاوت رو ببينين!

band هايي مثل The Velvet Underground و The Silver Apples با تركيب كردن هنر، ايده آل هاي ضدارزش، و تقابل فرهنگي، با موزيك rock n roll، تاثير شگفتي در بوجود اومدن Punk Rock در دهه ي 70 داشتند.
در اواخر دهه 60 و دهه 70، رويدادهاي اجتماعي، مانند جنگ ويتنام، تورم، و بيكاري، در موسيقي اون دوران خودش رو منعكس مي كرد. در حالي كه موسيقي جدي تر مي شد، اما ارتطباتش با مسايل روزمره زندگي كم مي شد و بيشتر حالت escapism (فرار از واقعيات) مي گرفت. در همين زمان بود كه گروههاي پانك در انگليس با تاثير گرفتن از اين جو، و همچنين با كمك از موسيقي بعضي از bandهاي آمريكايي، رو به گسترش رفتند. از اولين و مشهورترين اين گروهها، The Sex Pistols بود.
lyric هاي پانك بيشتر به محكوم كردن طبقه ي اشراف انگليس و بي صداقتيشون، و همينطور به اعتراض هاي نااميدانه و خشونت بار بر مسايل و مشكلات اجتماعي، مي پرداخت.

در سال 1976، manager گروه The Sex Pistols، مصاحبه اي با BBC ترتيب داد، كه در آن اعضاي Sex Pistols عقايد رو راست و رك، و در خيلي از مواقع- تهين آميزشون رو به عموم ابراز كردند. در پي اين مصاحبه وزير آموزش و پرورش انگليس و هيات مديره ي هنر لندن، مخالفتشون رو با پانك ها نشون دادند و به مردم ”قول دادند“ از پانك ها جلوگيري كنند!!
و بعد از همين مصاحبه بود كه پانك ها با مخالفت بيشتر عموم مواجه شدند. اما اين مخالفت نتيجه ي عكس داشت و تعداد بيشتري رو نيز به سوي خود جلب كرد.
پانك باعث مي شد مردم نگاهي به برخي حقايق بياندازند، و عموم مردم از چيزي كه مي ديدن خوششون نمي اومد. (مثل اون جمله ي سينوهه كه مي گه: ”ممكن است لباس و زبان و رسوم و آداب و معتقدات مردم تغيير كنه، اما حماقت آنها عوض نخواهد شد؛ و در تمام اعصار مي توان به وسيله ي گفته ها و نوشته هاي دروغ مردم را فريفت. زيرا همانطور كه مگس عسل را دوست دارد، مردم هم دروغ و ريا و وعده هاي پوچ را كه هرگز عملي نخواهد شد دوست مي دارند.“).... در كل پيام اصلي پانك اين بود كه هر كس، خودش باشه- يك individual (فرد) خاص براي خود باشه. John Lydon گفته بود ”تنها چيزي كه مي خوام به مردم بدم، فرديت خاص خودشونه....

Heavy Metal:

بعد از اينکه هارد راک تو بريتانيا شکل گرفت در اواسط دهه ۷۰ به آمريکا رسوخ کرد و گروههائی اين سبک رو با حال و هوای خاص و با سليقه آمريکائی اجرا کردن . استفاده از کورد های سنگين تر و شعرهای رويائی و يا ترسناک از خصوصيات اين سبک ه که در اعتراض به وضعيت حاکم بر جامعه است. هوی متال هم برگرفته شده از blues/rock می باشد با صداهايی خشن تر و ممتد تر ولی همان اثرِ روانگردانی موسيقی اواخردهه ۶۰ را داراست. متال اثرِ blues را از بين برد و در عوض همان ريفهای قوی گيتار را باقی گذشت.

در اواخر دهه هفتاد هوی متال بعنوان يکی ازسبکهای موفق تجاری ظاهر شد که در واقع يکی از شاخه خه های rock & roll يا به بيانی بهتر فرمی تغيير يافته از آن است. در سه دهه بعدی ، موسيقی متال بعنوان عضوی جدا نشدنی از موسيقی روز و معمول مطرح شد و همواره در جدول پرفروشترين ها حضوری فعالانه داشت. بيشترِ مخاطبان اين سبک را نوجوانها بخصوص نوجوانان سفيد پوست تشکيل می دهند. منتقدين نيز نظرِ مثبتی راجع به اين سبک دارند و آنرا برخلاف باورِ عوام، متال را موسيقی ای بر پايه خشونت و صداهای ناهنجار نمي دانند. بلکه بر اين باورند که گيتاريستهايی اين سبک دارای تکنيک، سرعت و مهارت خوبی هستند. در تمام زيرشاخه های اين سبک نيز ديده می شود که گيتار به عنوان سازِ اصلی ايفای نقش می کند و اصولا گيتار محور اصلی موسيقی هوی متال را تشکيل می دهد و ريف همراه با سولو نقش اساسی را بازی مي کنند. به طورِ خلاصه مي توان گفت که هوی متال همان راک اند رول است بدون ته مايه بلوز و فراز و نشيبهای خاص ريتمها. اين خاص بودن را در تمام شاخه های موسيقی متال، از پاپ متال گرفته تا ترش متال، می توان مشاهده کرد. در آخر متذکر می شوم که در موسيقی متال تمام سازها، نه فقط گيتار، با خشونت هر چه بيشتر نواخته می شوند. گروههای معروف هوی متال دهه 70: Aerosmith - Kiss - AC/DC - Motorhead - Def Leppard - Iron Maiden

Thrash Metal:
ترش متال اين سبك از موسيقي متال كه مملو از ريتمهاي مختلف به همراه صداي مخرب Distortion گيتار الكتريكي كه با صداي غيرطبيعي خواننده تركيب شده است، قفط براي تاثيرگذاري هر چه بيشتر مضامين اشعار خاصي استفاده مي شود كه تنها هدف آن در تلاش براي نمايش ترس از دنياي مدرن و پوچ امروزي، مرگ بدليل معضلات بي ارزشي چون: اعتياد، جنگ، اضطراب در مواجه شدن با فرهنگهاي نا آشنا و مخرب، تنفر از وضعيت نامناسب موجود، پرخاش به دولتمردان و سردمداران حاكم كه با واقعيتهاي زندگي انساني و معتقدانه بيگانه اند، سير مي كند.این Style رو اصلی ترین سبک مشتق از Heavy Metal میدونن. گیتاری پرخاشگر ، سرعتی ، تکنیکی ، جوی سنگین که عموما گیتار اون چیزی نا موزون و فراتر از ملودی آهنگ مینوازه. چیزی که شاید در اوابل کار با Speed Metal یکسان به حساب میومد. اما گروههای مثل Metallica و Megadeth که جزو بهترین های این سبک بودند چیزی فراتر از این رو به نمایش گذاشتند.

Power Metal:

چیزی که به عقیده کارشناسان سعیش برای نشون دادن همه چیز ما بین NWOBHM تا Harcore Thrash ی که Pantera رو میشه ازش نام برد داره. در اون خشونت ذاتی Rock و Melody های زیبای Black و خشونت Vocal در Death به چشم میخوره. گروه هایی مثل Iced Earth ، Blind Guardian ، Pantera رو نمونه های خوبی برای Power میدونن.

Doom Metal:

سبکی که سهم تکنیک رو در اون بسیار بالا میدونن. سبکی بسیارارام ، وحشت آور و با یک حس سنگین همراه میدونن. گیتاری تیره و سنگین رو برای القا این حس در این سبک استفاده کردند. گروههای خوب این سبک رو میشه Paradise Lost ، My Dying Bride و Anathema نام برد. گروههایی که به دلیل وجود این سبک حزن ، تیرگی ، استفاده از یک فضای سنگین و مهمتر از همه یک Technic خاص این سبک در کارهاشون دیده میشه.

Speed Metal:

سبکی که شاید در اوایل دهه 80 جزو پرطرفدار ترین مشتقات Heavy به حساب میدومد. سبکی که طبق نامش سرعت اصلی ترین خصیصه اون به حساب میاد. سوزش و خشونت خاص خودش و حمله های سریع و دقیق به گیتار داره. چیزی که به سرعت با Thrash قرین شد و گروههای بزرگی مثل Metallica ، Slayer ، Megadeth و Anthrax ازش سود بردند.

Industrial Metal:

سبکی مانند اسمش. سبکی که اون رو نوعی تلفیق از موسیقی Electronic و متال میدونن. کارهای عموما ریتمیک تر ، گاها با شکل Dance ، دارای گیتارهای با Distortion بالا و استفاده از صدای بلند . چه برای گیتار و چه برای Vocal . این سبک موسیقی به دلیل استفاده از ریفهای گیتار ، و استفاده از Distortion بالا توانسته در بین سبکهای متال جای بگیره. گروههای مثل Rammestein و Fear Factory رو میشه نمونه های این سبک دونست.

Progressive Metal:

سبکی که خشونت ، صدای بالا و حس کلاسیک و بزرگ ProgRock رو در هم آمیخت. نمونه بارزش Dream Theater رو میشه نام برد. گیتار تکنیکی و سبک متفاوت آهنگ های این سبک نشان دهنده خاص بودن آن هم هست. چیزی که شاید در دید اول چندان متال به نظر نیاد.

Rap Metal:

سبکی که از اسمش بر میاد که چه موسیقی ارایه میده. پیوند ما بین ریفهای خشن و سریع متال رو با گیتار متمایز سبک Rap پیوند زد. تا جایی که جزو پر طرفدار ترین های Alternative شد. شروع این سبک رو توسط Anthrax میدونن. با آن کار Comic خودشون با نام "I'm the Man," که در اون ریفهای سریع گیتار متال رو با Rap یکی کرد. این دسته از گروههای Alternative سبکهای دیگری از جمله Funk و Hip Hop رو هم به متال اضافه کردند. اما هیچ کدام مثل Rap Metal مورد توجه قرار نگرفتند. اما میان این گروهها هم Limpbizkit مورد توجه ترین در Rap Metal شد. این سبک جوی بسیار Heavy داره.

Goth Metal:

سبکی که جو سرد و غم انگیز Goth Rock رو صدای بلند و خشن Heavy Metal پیوند میزنه. چیزی که حس Melodramic تاترو مسایل دینی و مذهبی و همینطور ترس اون رو میتونست به خوبی نشون بده. جوی که گروهایی مثل Judas Priest در اوایل کار از اون زیاد استفاده میکردند. شبیه سازی روح ، صداهای شدید آسمانی و از این قبیل که بعدها توسط همین گروه ها تحت عنوان Gothic نام برده شد. Gothic جوی سرد ، ترسناک و غم انگیزی داره. سبکی در اون سعی میشه صدای خواننده تاریک و تاریک تر به نظر بیاد. سبکی نزدیک به Doom .

PopMetal:

سبکی که باز هم نامش نشان دهنده کارهاش هست. سبکی مهمترین خصیصه های Rock از جمله ریفهای گیتار رو با جو عمومی و شاداب تر POP پیوند زده. استتفاده از جنبه های متمایز و بارز پاپ مانند هم خوانی کردن از مهمترین خصیصه های این سبک است.

Alternative Metal:

به عده خیلی ها Alternative رو شاید بشه مستقل تر از باقی Style های در نظر گرفت. چیزی که خودش از دل Heavy Metal که در حقیقت هسته مرکزی موسیقی متال هستش بیرون آمده. چیزی که اون گیتار Heavy رو داره. اما کمی با خواست عمومی منطبق تره. با توجه به نوع موسیقی که ارایه میده از سبکهای دیگر متال بیشتر در دید عموم مطبوع واقع میشه. سبکی که در بدو ورودش در بر دارنده Garage Punk ، Funk ، Rap ، Industrial و چندی دیگر بود. گروههایی مثل Korn و Tool رو میشه بهترین ها و سردمداران AltMetal دونست. اون رو به درست یا غلط گاها NU METAL و یا AGGRO METAL هم نام میبرند. گروههای مثل KORN ، Limp Bizkit و یا Marylin Manson رو بهترین های این موج نوی متال میدونن.

Scandinavian Metal:

سبکی که اونرو در ابتدا مختص کشورهای حوضه Scandinavi مثل نروژ و سوئد میدونستند. چیزی مرکب از Black متال در نروژ و Death متال در سوئد. موسیقی با نویز بسیار بالا، شلوغ ، بینظم و جیغ وار که با جوی Melodic که با Keyboard ایجاد میکنند غمگین جلوه میکنه. جو سرد این موسیقی رو بارها و بارها به زمستانهای سرد این منطقه نسبت دادند. این سرما به خصوص در Black به چشم میاد. موسیقی که بعد از سالهای ابتدایی اون با تکنیک خاصی در اجرای گیتارها همراه شد. از این گروه ها میشه Opeth ، Therion و Burzum رو نام برد.

Symphonic Black Metal:

موسیقی که برای اولین بار از Black متالهای نروژ منتشر شد. جوی سرد ، حزن انگیز ، خشن و با جوی Melodic با Keyboard . گاها در کارهای بزرگ این سبک از گروههای یزرگ ارکستر برای او جو ارکستریک و یا به عبارتی Melodic استفاده کردند که Dimmu نمونه بارز اونهاست. گروههای Black از ابتدا سعی بر برداشتن محدودیت های گیتار آرام و تلفیق آن با Goth متال داشتند. خصیصه وهم آور بودن و صدای سرد Goth با این کار به Black پیوست. این موسیقی با گروهایی مثل Gathering از صدای لطیف و احساسی خوانندگان زن هم بهره جست. Dimmu Borgir نمونه بی نقص این سبک به شمار میاد.

Death Metal:

سبکی که از دل Thrash بیرون آمده. موسیقی که سعی بر نشان دادن جنبه های مرگ ، درد و رنج کشیدن داره. موسیقی که اشعار حزن انگیز اون با صدای بلند و خشن ادا میشه. موسیقی که سرشار از ملودی های زیبا و قوی است. این موسیقی شاید در دید عموم دارای هوادارن زیادی نباشه. اما جزو قوی ترین سبکهای موسیقی متال به حساب میاد. این سبک خود رو بی شک مدیون گروه Death و از اون مهمتر CHUCK بزرگ میدونه..

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 23:46  توسط Jimmy89=جیمی 89 | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من متولد سال 1989 هستم ، یه گروه موسیقی به نام ماورا یا همون Ultra دارم ،خوشحال میشم در مورد موضوعات این وبلاگ نظر بدید...

پیوندهای روزانه
شماره رند موبایل
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته دوم اسفند 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته سوم دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم شهریور 1386
آرشیو موضوعی
بیوگرافی - biography
معنی اشعار - Lyrics Translate
اشعار انگلیسی - English Lyrics
پیوندها
سایت گروه متالیکا (انگلیسی)
سایت گروه اونسنس (انگلیسی)
تصویری از گروه Broken Ring...USB...!?
یبوگرافی Night Wish
بیوگرافی Cradle Of Filth
بیوگرافی Tool
بیوگرافی Pink Floyd
بیوگرافی MegaDeath
شماره رند موبایل
ّبیوگرافی مرلین منسون
زندگی نامه جیمز هتفیلد خواننده و نوازنده گیتار الکتریک گروه متالیکاasasdasdasd
زندگی نامه اعضای کنونی گروه متالیکا بصورت جدا گانه
معنی Turn The Page از متالیکا
سبک شناسی موسیقی راک - Rock Stylistics
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM